wounds

[ایالات متحده]/[wuːndz]/
[بریتانیا]/[wuːndz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آسیب که باعث آسیب فیزیکی به یک ارگانیسم زنده می‌شود؛ آسیب یا صدمه عاطفی یا روانی.
v. وارد کردن زخم یا زخم‌ها به کسی یا چیزی؛ رنجیدن از زخم‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

healing wounds

درمان زخم‌ها

old wounds

زخم‌های قدیمی

deep wounds

زخم‌های عمیق

treat wounds

درمان زخم

wounds fester

زخم‌ها چرکین می‌شوند

fresh wounds

زخم‌های تازه

cover wounds

پوشاندن زخم

lingering wounds

زخم‌های طولانی مدت

open wounds

زخم‌های باز

serious wounds

زخم‌های جدی

جملات نمونه

the doctor carefully cleaned the patient's wounds.

پزشک با دقت زخم‌های بیمار را تمیز کرد.

old war wounds still caused him occasional pain.

زخم‌های قدیمی جنگ هنوز گاهی اوقات باعث درد می‌شدند.

she tended to the wounded animals with great care.

او با دقت زیادی از حیوانات زخمی مراقبت کرد.

the athlete sustained several minor wounds during the game.

ورزشکار در طول بازی چندین آسیب جزئی را متحمل شد.

he tried to hide his emotional wounds from everyone.

او سعی کرد زخم‌های عاطفی خود را از همه پنهان کند.

the knife left deep wounds in the tree bark.

چاقو زخم‌های عمیقی در پوست درخت ایجاد کرد.

the soldier's wounds were infected and required antibiotics.

زخم‌های سرباز عفونی بودند و به آنتی‌بیوتیک نیاز داشتند.

time can often heal emotional wounds.

زمان اغلب می‌تواند زخم‌های عاطفی را التیام بخشد.

they bandaged the wounds to prevent further bleeding.

آنها زخم‌ها را پانسمان کردند تا از خونریزی بیشتر جلوگیری کنند.

the severity of the wounds determined the treatment plan.

شدت زخم‌ها برنامه درمانی را تعیین کرد.

he suffered from psychological wounds after the accident.

او پس از حادثه از آسیب‌های روانی رنج می‌برد.

the company's reputation suffered wounds from the scandal.

شهرت شرکت از رسوایی آسیب دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید