injuriously

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒʊərɪəsli/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒʊrɪəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که باعث آسیب یا خسارت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

injuriously affected

تحت تأثیر منفی

injuriously impacted

تحت تأثیر منفی

injuriously harmed

تحت تأثیر منفی

injuriously treated

تحت تأثیر منفی

injuriously exposed

تحت تأثیر منفی

injuriously affected parties

افراد تحت تأثیر منفی

injuriously misled

به طور مخرب فریب داده شد

injuriously neglected

به طور مخرب نادیده گرفته شد

injuriously discriminated

به طور مخرب تبعیض قائل شدند

injuriously criticized

به طور مخرب مورد انتقاد قرار گرفت

جملات نمونه

his words injuriously affected her self-esteem.

کلمات او به طور مخرب بر عزت نفس او تأثیر گذاشت.

the report injuriously misrepresented the facts.

گزارش به طور مخرب واقعیت‌ها را نادرست به تصویر کشید.

she felt that the criticism was injuriously personal.

او احساس کرد که انتقاد به طور مخرب شخصی بود.

the company's policies injuriously impacted employee morale.

سیاست‌های شرکت به طور مخرب بر روحیه کارمندان تأثیر گذاشت.

his injuriously harsh remarks caused a rift in the team.

اظهارات تند و مخرب او باعث ایجاد اختلاف در تیم شد.

the article injuriously misled the public.

مقاله به طور مخرب مردم را گمراه کرد.

she was injuriously affected by the scandal.

او به طور مخرب تحت تأثیر رسوایی قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید