inlaid

[ایالات متحده]/ɪn'leɪd/
[بریتانیا]/ˌɪn'led/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مس (mosaici)

عبارات و ترکیب‌ها

inlaid with

با تزریق

beautiful inlaid design

طرح زیبای تزریق شده

inlaid wood furniture

مبلمان چوبی تزریق شده

جملات نمونه

table with inlaid marble

میز با سنگ مرمر لایه‌گذاری شده

The box was inlaid with gold monograms.

جعبه با نقش‌های طلایی لایه‌گذاری شده بود.

mahogany panelling inlaid with rosewood.

پانل‌های چوب ماهوگنی با لایه‌گذاری چوب درخت سرخ‌چوب.

a small silver crown was inlaid in the wood.

یک تاج نقره‌ای کوچک در چوب تعبیه شده بود.

a mahogany dresser with an inlaid teak design.

یک دَرِسِرِ ماهوگنی با طرح منبت شده چوب چوب

When the wind erosion cycle was inlaid in soil, its surface was at the same horizontal level with the ground, and it could prevent the effect of local microtopography on the process of wind erosion.

هنگامی که چرخه فرسایش باد در خاک تعبیه شد، سطح آن در یک سطح افقی با زمین بود و می توانست از تأثیر توپوگرافی محلی بر فرآیند فرسایش باد جلوگیری کند.

We firmly believe that Xiangcheng Senior Middle School, the brilliant pearl inlaid in Central Plains, will shine more and more resplendently.

ما به طور جدی معتقدیم که دبیرستان عالی Xiangcheng، مروارید درخشان لایه‌گذاری شده در Central Plains، بیشتر و بیشتر بدرخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید