inoffensive

[ایالات متحده]/ˌɪnəˈfensɪv/
[بریتانیا]/ˌɪnəˈfensɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌ضرر، بدون آسیب رساندن.

جملات نمونه

a shy, inoffensive, and sensitive girl.

یک دختر خجالتی، بی‌ضرر و حساس.

a refreshing and inoffensive stimulant

یک محرک دلپذیر و بی‌ضرر

He has an inoffensive manner.

او رفتاری بی‌ضرر دارد.

He is a quiet inoffensive person.

او فردی آرام و بی‌ضرر است.

He is a mild, inoffensive man.

او مردی ملایم و بی‌ضرر است.

to make an inoffensive comment

برای بیان یک نظر بی‌ضرر

to wear inoffensive clothing

برای پوشیدن لباس‌های بی‌ضرر

an inoffensive color palette

یک پالت رنگی بی‌ضرر

to use inoffensive language

برای استفاده از زبان بی‌ضرر

to play inoffensive music

برای پخش موسیقی بی‌ضرر

to offer an inoffensive opinion

برای ارائه یک نظر بی‌ضرر

to cook an inoffensive meal

برای پخت یک غذای بی‌ضرر

to present an inoffensive proposal

برای ارائه یک پیشنهاد بی‌ضرر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید