insectifuge

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛktɪfjuːdʒ/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛktɪfjuːdʒ/

ترجمه

n. ماده‌ای که برای دور کردن حشرات استفاده می‌شود؛ عاملی که حشرات را فراری می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

natural insectifuge

حشره‌کش طبیعی

effective insectifuge

حشره‌کش موثر

chemical insectifuge

حشره‌کش شیمیایی

botanical insectifuge

حشره‌کش گیاهی

strong insectifuge

حشره‌کش قوی

home-made insectifuge

حشره‌کش خانگی

organic insectifuge

حشره‌کش ارگانیک

herbal insectifuge

حشره‌کش گیاهی

safe insectifuge

حشره‌کش ایمن

جملات نمونه

insectifuge is essential for camping trips.

حشره‌کش برای سفر‌های کمپینگ ضروری است.

make sure to apply insectifuge before hiking.

مطمئن شوید قبل از پیاده‌روی از حشره‌کش استفاده کنید.

many people use insectifuge to avoid bug bites.

بسیاری از افراد از حشره‌کش برای جلوگیری از گزش حشرات استفاده می‌کنند.

insectifuge sprays can be found in most stores.

اسپری‌های حشره‌کش را می‌توان در اکثر فروشگاه‌ها پیدا کرد.

children should use a mild insectifuge.

کودکان باید از حشره‌کش ملایم استفاده کنند.

applying insectifuge regularly is a good practice.

استفاده منظم از حشره‌کش یک عادت خوب است.

some natural insectifuge options are very effective.

برخی از گزینه‌های طبیعی حشره‌کش بسیار موثر هستند.

insectifuge can help prevent diseases transmitted by insects.

حشره‌کش می‌تواند به جلوگیری از بیماری‌های منتقل شده توسط حشرات کمک کند.

always read the label when choosing an insectifuge.

همیشه هنگام انتخاب حشره‌کش برچسب را بخوانید.

insectifuge should be stored out of reach of children.

حشره‌کش باید دور از دسترس کودکان نگهداری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید