deterrent

[ایالات متحده]/dɪˈterənt/
[بریتانیا]/dɪˈtɜːrənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که مانع یا دلسرد کننده است; یک مانع یا مانع که از عمل جلوگیری می‌کند
adj. که به دلسرد کردن یا ممانعت کمک می‌کند; بازدارنده; پیشگیرانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nuclear deterrent

بازدارنده هسته‌ای

جملات نمونه

a deterrent to theft.

یک بازدارنده برای سرقت

the deterrent effect of heavy prison sentences.

اثر بازدارنده مجازات‌های سنگین زندان

Is there a credible alternative to the nuclear deterrent?

آیا جایگزین معتبری برای بازدارندگی هسته ای وجود دارد؟

The nuclear deterrent has maintained an uneasy peace.

بازدارنده هسته‌ای صلح ناخوشایند را حفظ کرده است.

Defenders of the death penalty clearly regard it as the ultimate deterrent.

مدافعان مجازات اعدام به وضوح آن را به عنوان بازدارنده نهایی می‌دانند.

Large fines act as a deterrent to motorists.

جریمه‌های بزرگ به عنوان یک بازدارنده برای رانندگان عمل می‌کنند.

Bring forward the deterrent countermeasure that cortrol the empoison of circumstance on basal farmland dependency.

اقدام بازدارنده را که از مسمومیت شرایط در وابستگی زمین‌های کشاورزی قاعده‌ای جلوگیری می‌کند، به پیش ببرید.

In rejoinder, the abolitionists question the superior deterrent value of the death penalty.

در پاسخ، لغو برده‌داری ارزش بازدارنده برتر مجازات اعدام را زیر سوال می‌برد.

I put a net over my strawberries as a deterrent to the birds.

من به عنوان یک بازدارنده برای پرندگان، یک تور روی توت فرنگی‌هایم کشیدم.

نمونه‌های واقعی

So this new policy of separation is supposed to be a harsh deterrent.

بنابراین، این سیاست جدید جدایی‌طلبی قرار است یک بازدارنده قوی باشد.

منبع: NPR News Summary May 2018 Collection

Seventeen-year-old Bongo Lebe says the music is a deterrent to using drugs.

بونگو لبه، 17 ساله، می‌گوید که موسیقی یک بازدارنده برای مصرف مواد مخدر است.

منبع: VOA Standard English_Africa

The a-word is anthropomorphism, and historically, it's been a big deterrent to recognizing animal emotions.

کلمه مورد نظر، انسان‌انگاری است و از نظر تاریخی، یک بازدارنده بزرگ برای تشخیص احساسات حیوانات بوده است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Stay together, secure your snacks and carry a deterrent like flares or bangers or bear spray.

در کنار هم بمانید، میان‌وعده‌های خود را ایمن کنید و یک بازدارنده مانند مشعل، مواد منفجره یا اسپری خرس را با خود داشته باشید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

While temperature-taking devices can be a deterrent to disease, health officials suggest more testing to diagnose COVID-19.

در حالی که دستگاه‌های اندازه‌گیری دما می‌توانند یک بازدارنده برای بیماری باشند، مقامات بهداشتی آزمایش بیشتر برای تشخیص COVID-19 را توصیه می‌کنند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

And while this is illegal, the penalties are so minimal they don't seem to be a deterrent.

و در حالی که این غیرقانونی است، جریمه‌ها آنقدر کم هستند که به نظر نمی‌رسد بازدارنده باشند.

منبع: NPR News September 2023 Compilation

This will serve as a deterrent to such practice.

این به عنوان یک بازدارنده برای چنین عملکردی عمل خواهد کرد.

منبع: CRI Online December 2017 Collection

Maybe the compounds are deterrent to nectar robbers, who take nectar without pollinating.

شاید این ترکیبات برای دزدان شهد، که شهد را بدون گرده‌افشانی می‌گیرند، بازدارنده باشند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation March 2015

The exercise, also a deterrent, as the North Atlantic region becomes more contested.

این تمرین، همچنین یک بازدارنده است، زیرا منطقه شمال اطلس بیشتر مورد مناقشه قرار می‌گیرد.

منبع: CNN 10 Student English October 2018 Collection

" We wanted to be different and create a deterrent effect, " said Anjar Pancaningtyas.

منبع: VOA Special April 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید