insecurities

[ایالات متحده]/ˌɪnsɪˈkjʊərɪz/
[بریتانیا]/ˌɪnsɪˈkjʊrɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ناامنی؛lack of confidence or assurance; unreliability; احساسات اضطراب یا عدم قطعیت

عبارات و ترکیب‌ها

personal insecurities

ناامنی‌های شخصی

social insecurities

ناامنی‌های اجتماعی

emotional insecurities

ناامنی‌های عاطفی

financial insecurities

ناامنی‌های مالی

career insecurities

ناامنی‌های شغلی

relationship insecurities

ناامنی‌های رابطه‌ای

self-esteem insecurities

ناامنی‌های اعتماد به نفس

body image insecurities

ناامنی‌های مربوط به تصویر بدنی

academic insecurities

ناامنی‌های تحصیلی

identity insecurities

ناامنی‌های هویتی

جملات نمونه

many people struggle with their insecurities.

بسیاری از افراد با ناامنی‌های خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

insecurities can affect one's self-esteem.

ناامنی‌ها می‌توانند بر عزت نفس یک فرد تأثیر بگذارند.

she overcame her insecurities through therapy.

او ناامنی‌های خود را از طریق درمان غلبه کرد.

his insecurities led to relationship problems.

ناامنی‌های او منجر به مشکلات رابطه شد.

it's important to address your insecurities.

مهم است که به ناامنی‌های خود رسیدگی کنید.

insecurities often stem from past experiences.

ناامنی‌ها اغلب از تجربیات گذشته نشأت می‌گیرند.

she expressed her insecurities during the meeting.

او ناامنی‌های خود را در طول جلسه بیان کرد.

he tried to hide his insecurities behind a smile.

او سعی کرد ناامنی‌های خود را پشت لبخندی پنهان کند.

insecurities can be debilitating if not managed.

اگر مدیریت نشوند، ناامنی‌ها می‌توانند ناتوان‌کننده باشند.

building confidence can help reduce insecurities.

ایجاد اعتماد به نفس می‌تواند به کاهش ناامنی‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید