instalments

[ایالات متحده]/ɪnˈstɔːlmənts/
[بریتانیا]/ɪnˈstɔlmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از یک سری پرداخت‌ها؛ یک قسمت یا قسط در یک سری؛ پرداخت‌هایی که به مرور زمان به صورت اقساط انجام می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

pay in instalments

پرداخت به صورت اقساط

monthly instalments

قسط ماهانه

payable in instalments

قابل پرداخت به صورت اقساط

settle in instalments

تسویه به صورت اقساط

instalments option

گزینه قسطی

split into instalments

تقسیم به اقساط

instalments agreement

قرارداد اقساط

جملات نمونه

they decided to pay for the car in instalments.

آنها تصمیم گرفتند هزینه خودرو را به صورت اقساطی پرداخت کنند.

she prefers to buy furniture in instalments.

او ترجیح می دهد مبلمان را به صورت اقساطی خریداری کند.

he has been paying off his student loans in instalments.

او در حال پرداخت اقساطی وام دانشجویی خود بوده است.

the company offers products available in instalments.

شرکت محصولاتی را که به صورت اقساطی در دسترس هستند ارائه می دهد.

they agreed to settle the debt in instalments.

آنها با پرداخت بدهی به صورت اقساطی موافقت کردند.

she bought her new phone in instalments to manage her budget.

او برای مدیریت بودجه خود گوشی جدیدش را به صورت اقساطی خرید.

paying in instalments makes it easier to afford big purchases.

پرداخت به صورت اقساطی خرید کالاهای بزرگ را آسان تر می کند.

they offer flexible payment plans with instalments.

آنها برنامه های پرداخت انعطاف پذیر با اقساط ارائه می دهند.

he was relieved to find a way to pay in instalments.

او از یافتن راهی برای پرداخت به صورت اقساطی احساس راحتی کرد.

many people choose to finance their homes in instalments.

بسیاری از مردم خانه های خود را به صورت اقساطی تامین مالی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید