insufficient

[ایالات متحده]/ˌɪnsəˈfɪʃnt/
[بریتانیا]/ˌɪnsəˈfɪʃnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناکافی؛ ناکافی.

عبارات و ترکیب‌ها

insufficient funds

اعتبار ناکافی

insufficient memory

حافظه ناکافی

جملات نمونه

insufficient supply of coal

کمبود عرضه زغال سنگ

there was insufficient evidence to convict him.

برای محکوم کردن او شواهد کافی وجود نداشت.

there was insufficient collateral to satisfy the loan.

وام را تامین مالی کافی وجود نداشت.

They gave insufficient help in this project.

آنها کمک کافی در این پروژه ارائه ندادند.

He was reprimanded for insufficient control.

او به دلیل نداشتن کنترل کافی توبیخ شد.

there is insufficient investment in human capital .

سرمایه گذاری کافی در سرمایه انسانی وجود ندارد.

a person insufficient to the discharge of his duties

شخصی که برای انجام وظایفش کافی نیست

His children were dwarfed by insufficient food.

کودکانش به دلیل کمبود غذا کوچک و نحیف بودند.

The worshiper thinks that the worst is the insufficient horsepower.

مرید فکر می‌کند که بدترین چیز کمبود توان اسب بخار است.

insufficient air circulates for the pipes to speak.

هوای کافی جریان نمی‌کند تا لوله‌ها صحبت کنند.

drew enough water to fill the tub. insufficient

آب کافی برای پر کردن وان کشیدند. ناکافی

The food and drinks were insufficient for the needs of twenty lads.

غذا و نوشیدنی برای نیازهای بیست پسر کافی نبود.

The case was thrown out of court because of insufficient evidence.

به دلیل فقدان مدارک کافی ، پرونده از دادگاه طرد شد.

The unit has insufficient armament with which to do battle.

واحد، تجهیزات جنگی کافی برای نبرد ندارد.

He was tired because he had had insufficient sleep.

او خسته بود زیرا خواب کافی نکرده بود.

training centres are hard-pressed and insufficient in numbers.

مراکز آموزشی تحت فشار هستند و تعداد آنها کافی نیست.

The main rason of leading to overhigh hydrogen content was insufficient anneal after forged.

علت اصلی ایجاد محتوای بالای هیدروژن، عدم کافی بودن عملیات تنلیم پس از آهنگری بود.

A soft varnish and an insufficient undercoating have a tendency to deaden heavily the sound of a violin.

یک لاک نرم و یک پوشش زیرین ناکافی تمایل دارند صدای ویولن را به شدت خفه کنند.

نمونه‌های واقعی

Many scholars find this to be somewhere between insufficient, improbable and preposterous.

بسیاری از محققان این را در جایی بین ناکافی، غیرمحتمل و مضحک می‌دانند.

منبع: The Economist (Summary)

Sports top court says there was insufficient evidence to prove doping.

دادگاه عالی ورزشی می‌گوید شواهد کافی برای اثبات دوپینگ وجود نداشته است.

منبع: BBC Listening Collection February 2018

New learning drives out old learning when insufficient time intervenes.”

یادگیری جدید، یادگیری قدیمی را با گذشت زمان ناکافی کنار می‌زند.

منبع: Crash Course Learning Edition

The panel ruled there was insufficient evidence.

هیئت داوران تصمیم گرفت شواهد کافی وجود نداشته باشد.

منبع: PBS English News

Political efforts in Washington have also been insufficient.

تلاش‌های سیاسی در واشنگتن نیز ناکافی بوده است.

منبع: Time

Distribution and supply is insufficient to solve the problem.

توزیع و عرضه برای حل مشکل کافی نیست.

منبع: VOA Standard English - Health

That's insufficient if you want a good score.

اگر می‌خواهید نمره خوبی بگیرید، این کافی نیست.

منبع: Quick Tips for TOEFL Writing

Insufficient access and availability to health providers present another challenge.

دسترسی و در دسترس بودن ناکافی به ارائه دهندگان خدمات بهداشتی چالش دیگری را نشان می دهد.

منبع: VOA Standard English - Health

Instead, he just tweeted that there was, quote, insufficient evidence.

در عوض، او فقط توییت کرد که نقل قول وجود دارد، شواهد کافی وجود ندارد.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

I have insufficient data to proceed. Excuse me, Miss? Yes?

من داده کافی برای ادامه ندارم. ببخشید خانم؟ بله؟

منبع: The Big Bang Theory Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید