insure

[ایالات متحده]/ɪnˈʃʊə(r)/
[بریتانیا]/ɪnˈʃʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تضمین کردن، بیمه کردن برای

vi. اطمینان حاصل کردن، بیمه گرفتن
Word Forms
زمان گذشتهinsured
صفت یا فعل حال استمراریinsuring
جمعinsures
شکل سوم شخص مفردinsures
قسمت سوم فعلinsured

عبارات و ترکیب‌ها

insured person

بیمه شده

insure against

در برابر بیمه کردن

جملات نمونه

a privately insured patient.

بیمار دارای بیمه خصوصی

a portfolio of insured municipal securities.

یک سبد اوراق قرضه شهرداری تحت پوشش بیمه

insure sb.'s property against fire

بیمه کردن ملک شخص در برابر آتش‌سوزی

insure one's house against fire

بیمه کردن خانه در برابر آتش‌سوزی

An insurance company will insure your life.

یک شرکت بیمه زندگی شما را بیمه خواهد کرد.

the company had insured itself against a fall of the dollar.

شرکت در برابر کاهش ارزش دلار خود را بیمه کرده بود.

Carefulness insures you against errors.

دقت از شما در برابر خطاها محافظت می‌کند.

We insure against all damage, accidental or otherwise.

ما در برابر هرگونه آسیب، تصادفی یا غیره، بیمه می‌کنیم.

It is advisable to insure your life against accident.

توصیه می شود عمر خود را در برابر حادثه بیمه کنید.

My house is insured against fire.

خانه من در برابر آتش‌سوزی بیمه شده است.

Check your work to insure its accuracy.

برای اطمینان از صحت آن، کار خود را بررسی کنید.

He had insured himself for 3000.

او برای 3000 خود را بیمه کرده بود.

I insured my life for £5000.

من زندگی خود را به مبلغ 5000 بیمه کردم.

It turned out he had not insured the house sufficiently.

مشخص شد که او به اندازه کافی خانه را بیمه نکرده است.

the table should be insured for £2,500.

میز باید به مبلغ 2500 پوند بیمه شود.

your new sum insured is shown on your renewal notice.

مبلغ جدید بیمه شما در اطلاعیه تمدید شما نشان داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید