intending

[ایالات متحده]/ɪnˈtɛndɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈtɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در آینده مورد انتظار

عبارات و ترکیب‌ها

intending to

قصد انجام

intending for

قصد برای

intending on

قصد بر

intending that

قصد اینکه

intending it

قصد آن

intending towards

قصد به سمت

intending with

قصد با

intending with care

قصد با دقت

intending to learn

قصد یادگیری

intending to help

قصد کمک

جملات نمونه

she is intending to start her own business.

او قصد دارد کسب و کار خود را راه اندازی کند.

we are intending to travel abroad next summer.

ما قصد داریم تابستان آینده به خارج از کشور سفر کنیم.

he is intending to improve his language skills.

او قصد دارد مهارت های زبانی خود را بهبود بخشد.

they are intending to hold a meeting next week.

آنها قصد دارند هفته آینده یک جلسه برگزار کنند.

i am intending to buy a new car soon.

من قصد دارم به زودی یک ماشین جدید بخرم.

she is intending to apply for a scholarship.

او قصد دارد برای دریافت بورسیه درخواست کند.

we are intending to renovate our house this year.

ما قصد داریم امسال خانه خود را بازسازی کنیم.

he is intending to learn how to cook.

او قصد دارد یاد بگیرد چگونه آشپزی کند.

they are intending to organize a charity event.

آنها قصد دارند یک رویداد خیریه برگزار کنند.

i am intending to read more books this year.

من قصد دارم امسال بیشتر کتاب بخوانم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید