intensifies

[ایالات متحده]/ɪnˈtensɪfaɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈtensɪfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (قوی‌تر یا شدیدتر می‌کند)

عبارات و ترکیب‌ها

stress intensifies

فشار تشدید می‌شود

competition intensifies

رقابت تشدید می‌شود

emotions intensifies

احساسات تشدید می‌شود

heat intensifies

گرما تشدید می‌شود

pressure intensifies

فشار تشدید می‌شود

conflict intensifies

درگیری تشدید می‌شود

fear intensifies

ترس تشدید می‌شود

interest intensifies

علاقه تشدید می‌شود

tension intensifies

احساس تنش تشدید می‌شود

urgency intensifies

فوریت تشدید می‌شود

جملات نمونه

the competition intensifies as the deadline approaches.

رقابت با نزدیک شدن به مهلت مقرر تشدید می‌شود.

as the storm approaches, the wind intensifies.

با نزدیک شدن طوفان، باد شدیدتر می‌شود.

her passion for painting intensifies every year.

اشتیاق او به نقاشی هر سال بیشتر می‌شود.

the debate intensifies over climate change policies.

بحث در مورد سیاست‌های تغییرات آب و هوایی تشدید می‌شود.

as the game progresses, the tension intensifies.

با پیشرفت بازی، تنش بیشتر می‌شود.

the training program intensifies in the final weeks.

برنامه آموزشی در هفته‌های پایانی تشدید می‌شود.

his feelings for her intensify with each passing day.

احساسات او نسبت به او با گذشت هر روز بیشتر می‌شود.

the pressure on the team intensifies as they near the playoffs.

فشار روی تیم با نزدیک شدن به پلی آف بیشتر می‌شود.

the noise from the construction site intensifies during the day.

سر و صدا از محل ساخت و ساز در طول روز بیشتر می‌شود.

as the night falls, the darkness intensifies.

با پایین آمدن شب، تاریکی بیشتر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید