worsens

[ایالات متحده]/wɜːsənz/
[بریتانیا]/wɜrˌsənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدتر شدن؛ خراب شدن

عبارات و ترکیب‌ها

worsens rapidly

به سرعت تشدید می‌شود

worsens significantly

به طور قابل توجهی تشدید می‌شود

worsens over time

با گذشت زمان تشدید می‌شود

worsens health

سلامتی را بدتر می‌کند

worsens conditions

شرایط را بدتر می‌کند

worsens situation

وضعیت را بدتر می‌کند

worsens symptoms

علائم را بدتر می‌کند

worsens quickly

به سرعت بدتر می‌شود

worsens drastically

به طور چشمگیری بدتر می‌شود

worsens daily

روزانه بدتر می‌شود

جملات نمونه

his condition worsens without proper treatment.

وضعیت او بدون درمان مناسب بدتر می‌شود.

the weather worsens as the storm approaches.

با نزدیک شدن طوفان، هوا بدتر می‌شود.

her mood worsens when she hears bad news.

وقتی اخبار بدی می‌شنود، حال و احوال او بدتر می‌شود.

the situation worsens if we don't act quickly.

اگر به سرعت اقدام نکنیم، وضعیت بدتر می‌شود.

pollution worsens the quality of the air we breathe.

آلودگی کیفیت هوایی که تنفس می‌کنیم را بدتر می‌کند.

his performance worsens under pressure.

عملکرد او تحت فشار بدتر می‌شود.

the pain worsens at night.

در شب درد بدتر می‌شود.

as the deadline approaches, stress worsens.

با نزدیک شدن مهلت مقرر، استرس بدتر می‌شود.

the economic situation worsens every year.

وضعیت اقتصادی هر سال بدتر می‌شود.

if he continues to neglect his health, it will worsen.

اگر او به بی‌توجهی به سلامتی خود ادامه دهد، بدتر خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید