strong gut feeling
احساس قوی درونی
trust your gut
به غرایز خود اعتماد کنید
gut instinct
غریزه
gut-wrenching
قلب شکسته کننده
gut punch
ضربه غیرمنتظره
gut bacteria
باکتریهای روده
gut health
سلامت روده
gut feeling
احساس روده
the gut is bifid.
روده حاوی باکتریهای بیفید است.
the guts of a modern computer.
احشاء یک کامپیوتر مدرن.
a blood-and-guts book; blood-and-guts competition.
کتابی با محتوای خشن؛ مسابقهای خشن.
The questions are too gut for us.
سوالات برای ما خیلی زیاد هستند.
She felt in her gut that he was guilty.
او در وجود خود احساس کرد که او مقصر است.
what's the matter with you, misery guts?.
مشکل شما چیست، بدبختی؟
you just haven't got the guts to admit it.
شما فقط شجاعت پذیرفتن آن را ندارید.
the film is a gut-wrenching portrait of domestic violence.
فیلم تصویری تکاندهنده از خشونت خانگی است.
belief was a gut feeling—it couldn't be intellectualized.
باور یک احساس غریزی بود - نمیشد آن را به صورت منطقی تحلیل کرد.
probiotics help repopulate your gut with the healthy bacteria.
پروزیاتیکها به بازسازی روده شما با باکتریهای سالم کمک میکنند.
The invaders gut ted the village.
غارتگران روستا را غارت کردند.
Barbara hasn't got the guts to leave her mother.
باربارا شجاعت ترک مادرش را ندارد.
people have dropped dead bullocking their guts out.
افرادی در حین گاوبازی جان خود را از دست دادهاند.
a problem which nobody is going to bust a gut trying to solve.
یک مسئله که هیچ کس تلاش زیادی برای حل آن نخواهد کرد.
he ran his guts out and finished fourth.
او تمام توانش را به کار برد و چهارم شد.
strong gut feeling
احساس قوی درونی
trust your gut
به غرایز خود اعتماد کنید
gut instinct
غریزه
gut-wrenching
قلب شکسته کننده
gut punch
ضربه غیرمنتظره
gut bacteria
باکتریهای روده
gut health
سلامت روده
gut feeling
احساس روده
the gut is bifid.
روده حاوی باکتریهای بیفید است.
the guts of a modern computer.
احشاء یک کامپیوتر مدرن.
a blood-and-guts book; blood-and-guts competition.
کتابی با محتوای خشن؛ مسابقهای خشن.
The questions are too gut for us.
سوالات برای ما خیلی زیاد هستند.
She felt in her gut that he was guilty.
او در وجود خود احساس کرد که او مقصر است.
what's the matter with you, misery guts?.
مشکل شما چیست، بدبختی؟
you just haven't got the guts to admit it.
شما فقط شجاعت پذیرفتن آن را ندارید.
the film is a gut-wrenching portrait of domestic violence.
فیلم تصویری تکاندهنده از خشونت خانگی است.
belief was a gut feeling—it couldn't be intellectualized.
باور یک احساس غریزی بود - نمیشد آن را به صورت منطقی تحلیل کرد.
probiotics help repopulate your gut with the healthy bacteria.
پروزیاتیکها به بازسازی روده شما با باکتریهای سالم کمک میکنند.
The invaders gut ted the village.
غارتگران روستا را غارت کردند.
Barbara hasn't got the guts to leave her mother.
باربارا شجاعت ترک مادرش را ندارد.
people have dropped dead bullocking their guts out.
افرادی در حین گاوبازی جان خود را از دست دادهاند.
a problem which nobody is going to bust a gut trying to solve.
یک مسئله که هیچ کس تلاش زیادی برای حل آن نخواهد کرد.
he ran his guts out and finished fourth.
او تمام توانش را به کار برد و چهارم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید