intravascular

[ایالات متحده]/ˌɪntrəˈvæskjʊlə/
[بریتانیا]/ˌɪntrəˈvæskjələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا درون عروق خونی

عبارات و ترکیب‌ها

intravascular pressure

فشار داخل عروقی

intravascular volume

حجم داخل عروقی

intravascular catheter

کاتتر داخل عروقی

intravascular fluid

مایع داخل عروقی

intravascular stenting

قرار دادن استنت داخل عروقی

intravascular thrombosis

ترومبوز داخل عروقی

intravascular infection

عفونت داخل عروقی

intravascular imaging

تصویربرداری داخل عروقی

intravascular administration

تجزیه داخل عروقی

intravascular access

دسترسی داخل عروقی

جملات نمونه

the intravascular pressure was measured during the procedure.

فشار داخل عروقی در طول روش اندازه‌گیری شد.

intravascular ultrasound can provide detailed images of blood vessels.

سونوگرافی داخل عروقی می‌تواند تصاویر دقیقی از رگ‌های خونی ارائه دهد.

intravascular devices are commonly used in modern medicine.

دستگاه‌های داخل عروقی به طور معمول در طب مدرن استفاده می‌شوند.

doctors monitored the intravascular fluid levels closely.

پزشکان به دقت سطح مایعات داخل عروقی را کنترل کردند.

the study focused on intravascular thrombosis prevention.

این مطالعه بر پیشگیری از ترومبوز داخل عروقی متمرکز بود.

intravascular imaging techniques have advanced significantly.

تکنیک‌های تصویربرداری داخل عروقی به طور قابل توجهی پیشرفت کرده‌اند.

she developed an intravascular infection after the surgery.

او بعد از جراحی دچار عفونت داخل عروقی شد.

the intravascular catheter was inserted without complications.

کاتتر داخل عروقی بدون عوارض وارد شد.

intravascular therapy can be critical for patient recovery.

درمان داخل عروقی می‌تواند برای بهبودی بیمار بسیار مهم باشد.

they studied the effects of intravascular fluid therapy.

آنها اثرات درمان مایعات داخل عروقی را مطالعه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید