intricacies

[ایالات متحده]/ˈɪntrɪkəsiz/
[بریتانیا]/ˈɪntrɪkəsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیچیدگی‌ها یا جزئیاتی که درک آن‌ها دشوار است

عبارات و ترکیب‌ها

intricacies of life

پیچیدگی‌های زندگی

intricacies of love

پیچیدگی‌های عشق

intricacies of art

پیچیدگی‌های هنر

intricacies of nature

پیچیدگی‌های طبیعت

intricacies of language

پیچیدگی‌های زبان

intricacies of technology

پیچیدگی‌های فناوری

intricacies of culture

پیچیدگی‌های فرهنگ

intricacies of politics

پیچیدگی‌های سیاست

intricacies of history

پیچیدگی‌های تاریخ

intricacies of relationships

پیچیدگی‌های روابط

جملات نمونه

the intricacies of the legal system can be overwhelming.

پیچیدگی‌های سیستم حقوقی می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

understanding the intricacies of the human brain is a challenging task.

درک پیچیدگی‌های مغز انسان یک کار چالش‌برانگیز است.

the intricacies of the project require careful planning.

پیچیدگی‌های پروژه نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

she explained the intricacies of the negotiation process.

او پیچیدگی‌های فرآیند مذاکره را توضیح داد.

he admired the intricacies of the artwork.

او به پیچیدگی‌های اثر هنری علاقه داشت.

the intricacies of the dance routine are impressive.

پیچیدگی‌های روتین رقص بسیار چشمگیر است.

they discussed the intricacies of international relations.

آنها در مورد پیچیدگی‌های روابط بین‌الملل بحث کردند.

learning the intricacies of a new language takes time.

یادگیری پیچیدگی‌های یک زبان جدید زمان می‌برد.

the intricacies of the software can be difficult to navigate.

پیچیدگی‌های نرم‌افزار می‌تواند پیمایش آن را دشوار کند.

she is fascinated by the intricacies of nature.

او به پیچیدگی‌های طبیعت علاقه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید