intricately

[ایالات متحده]/'intrəkitli/
[بریتانیا]/ˈɪntrəkɪtlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای پیچیده و دشوار برای درک; به طریقی پیچیده و نامنظم.

عبارات و ترکیب‌ها

intricately designed

طراحی پیچیده

intricately woven

بافت پیچیده

intricately detailed

جزئیات پیچیده

جملات نمونه

an intricately carved door

یک درب حکاکی شده پیچیده

intricately carved and fretted balustrades.

نرده های حکاکی شده و تزئین شده پیچیده.

The table has an intricately carved crisscross base with rocaille design.

میز دارای یک پایه متقاطع حکاکی شده با طراحی روکای است.

the carved fretwork; an intricately carved door; stood as if carven from stone.

تزئینات حکاکی شده؛ یک درب حکاکی شده پیچیده؛ ایستادند انگار از سنگ حکاکی شده بودند.

The intricately designed jewelry caught everyone's attention.

زیورآلات طراحی پیچیده توجه همه را جلب کرد.

She intricately weaved a beautiful tapestry.

او به طرز پیچیده‌ای یک گلیم زیبا بافت.

The artist painted an intricately detailed portrait.

هنرمند یک پرتره با جزئیات پیچیده کشید.

The novel's plot is intricately woven with unexpected twists.

طرح رمان به طرز پیچیده‌ای با پیچش‌های غیرمنتظره بافته شده است.

The watch mechanism was intricately crafted by skilled artisans.

مکانیزم ساعت به طرز پیچیده‌ای توسط صنعتگران ماهر ساخته شده بود.

The detective unraveled the intricately planned crime.

مامور پلیس جنایت از پیش برنامه‌ریزی شده را کشف کرد.

The ancient temple was adorned with intricately carved pillars.

معبد باستانی با ستون‌های حکاکی شده پیچیده تزئین شده بود.

The intricately decorated cake was a work of art.

کیک به طرز پیچیده‌ای تزئین شده یک اثر هنری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید