delicately

[ایالات متحده]/ˈdelɪkətlɪ/
[بریتانیا]/ˈd ɛləkətlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با ظرافت; با refinement; با subtlety.

عبارات و ترکیب‌ها

handle delicately

با احتیاط رفتار کنید

speak delicately

با ملایمت صحبت کنید

treat delicately

با ملایمت رفتار کنید

جملات نمونه

a delicately nurtured girl

یک دختر با دقت و مراقبت پرورش داده شد.

a miniature container with a delicately chased floral design.

یک ظرف کوچک با طرح گل حکاکی شده ظریف.

a block of marble delicately decorated with incisions.

یک قطعه مرمر که به طور ظریف با برش ها تزئین شده بود.

a tailor delicately plying his needle.

یک خیاط که با مهارت و دقت سوزن خود را به کار می‌گرفت.

a figure delicately carved in ivory

یک مجسمه که به ظرافت روی عاج حکاکی شده است.

She picked her way delicately over the rough ground.

او با احتیاط و ظرافت از روی زمین ناهموار عبور کرد.

There are highly sensitive and delicately balanced ecosystems in the forest.

در جنگل، اکوسیستم‌های بسیار حساس و ظریف و متعادلی وجود دارد.

it reached to the red maple leaves to dress it up with burny tapestry delicately;

به برگ‌های سرخ枫 رسید تا آن را با دقت و ظرافت با گلدوزی سوزنی تزئین کند.

schlong - "You have a nice schlong, Stingo, "she said, grasping me delicately but with a subtle knowing firmness .

اسخلنگ - "تو آلت تناسلی خوبی داری، استینگو،" او گفت، در حالی که من را به آرامی اما با اطمینان ظریفی در دست می‌گرفت.

نمونه‌های واقعی

We need to handle this situation very delicately.

ما باید این وضعیت را بسیار با دقت مدیریت کنیم.

منبع: Emma's delicious English

“I've never asked, ” said Nearly Headless Nick delicately.

“من هرگز نپرسیدم،” نیک سر تقریبا قطع شده به آرامی گفت.

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

Well, you know, how can I put this delicately?

خب، می‌دانید، چگونه می‌توانم این را به آرامی بیان کنم؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

Voldemort raised the Elder Wand, holding it as delicately and precisely as a conductor's baton.

ولدمورت چوب دستی مرگ را بالا برد و آن را به همان اندازه ظریف و دقیق که یک چوبک رهبر ارکستر نگه می‌دارد، نگه داشت.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

" You call it'greatness, 'what you have been doing, do you? " asked Dumbledore delicately.

"- شما آن را 'بزرگی' می‌نامید، کاری که انجام داده‌اید؟" دامبلدور به آرامی پرسید.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

He pressed his cool lips delicately to my forehead, and the room spun.

او با لب‌های خنک خود به آرامی به پیشانی من فشار داد و اتاق شروع به چرخیدن کرد.

منبع: Twilight: Eclipse

Born in a civilised family, Anne was delicately nurtured.

آن، که در یک خانواده با فرهنگ به دنیا آمده بود، به آرامی بزرگ شد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Her graceful ageing on our coinage has been delicately done.

پیری باوقار او در سکه‌های ما به آرامی انجام شده است.

منبع: BBC Listening Compilation June 2016

He placed the fruit delicately into a box.

او میوه را به آرامی در یک جعبه قرار داد.

منبع: Emma's delicious English

Gingerly, so gingerly, the seneschal approached the head, lifted it delicately by the hair. " Admiral Groleo" .

با احتیاط، با احتیاط، سنشال به سمت سر رفت و آن را به آرامی از موها بلند کرد. "امیرال گروالو"

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید