invasive

[ایالات متحده]/inˈveisiv/
[بریتانیا]/ɪn'vesɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور گسترده‌ای آسیب‌رسان

عبارات و ترکیب‌ها

invasive species

گونه مهاجم

invasive plant

گیاه مهاجم

invasive procedure

روش تهاجمی

invasive surgery

جراحی تهاجمی

invasive treatment

درمان تهاجمی

invasive carcinoma

کارسینوم تهاجمی

جملات نمونه

an invasive military force.

یک نیروی نظامی مهاجم

the development of less invasive treatment.

توسعه درمان‌های کمتر تهاجمی

non-invasive techniques such as ultrasound.

تکنیک‌های غیرتهاجمی مانند سونوگرافی

Objective To study the influence of CXCR4 expression on the exosomatic invasive capability of osteosarcomatous cell subline.

هدف: بررسی تأثیر بیان CXCR4 بر توانایی تهاجمی خارج سلولی زیرخط سلول‌های سارکوم استخوان.

The potential distribution of the invasive perennial Solidago canadensis in China was assessed by using the homoclime approach.

توزیع بالقوه گزافی سالانه مهاجم Solidago canadensis در چین با استفاده از روش هموکلیم ارزیابی شد.

Conclusion:FESS surgery is effective in treating chronic invasive fungal rhinosinusitis,and need not use medicine of anti-fungoid.

نتیجه گیری: جراحی FESS در درمان رینوسینوزیت قارچی تهاجمی مزمن موثر است و نیازی به استفاده از داروی ضد قارچی نیست.

Traditionally, doctors use gestational age, the number of weeks from fertilization to birth, to determine whether a preemie should receive invasive care.

به طور سنتی، پزشکان از سن بارداری، تعداد هفته‌ها از زمان باروری تا تولد، برای تعیین اینکه آیا یک نوزاد نارس باید مراقبت تهاجمی دریافت کند یا خیر، استفاده می‌کنند.

Methods Urinary calculus were removed by ureteric lithotripsy with ureteroscope or mini-invasive percutaneous neral fistulation lithotripsy removed the urolithus.

روش‌ها: سنگ‌های ادراری با استفاده از لیتروتریپسی حالبی با اورتروسکوپ یا لیتروتریپسی فیستول پرکوتانی مینیمال تهاجمی از طریق فیستول نری حذف شدند.

Her goneness was invasive,always forced him to surrender,until he lost his mightiness all and become a rabbit in her arms.

غیبت او تهاجمی بود، همیشه او را مجبور به تسلیم می‌کرد تا اینکه تمام قدرت خود را از دست داد و در آغوش او خرگوشی شد.

A minimally invasive reflective array, tool navigator, and a registered burr were used for localization and deroofing of the lesion, followed by curettage and highspeed burring of the cavity.

یک آرایه بازتابنده تهاجمی کم، ناوبری ابزار و یک بور ثبت شده برای مکان یابی و برداشتن سقف ضایعه استفاده شد، و سپس روشی برای خراش دادن و بور کردن حفره با سرعت بالا انجام شد.

RESULTS Among 155 hemopathy cases,3 cases developed invasive pulmonary(aspergillosis),from them 2 died and 1 cured.

نتایج: در بین 155 مورد هموپاتی، 3 مورد به عفونت ریوی تهاجمی (آسپرژیلوزیس) مبتلا شدند که 2 نفر درگذشتند و 1 نفر درمان شد.

The results of this study indicate functional infrared imaging as an alternative, touch less, non invasive method for assessing individual's emotional arousal in psychophysiology.

نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که تصویربرداری مادون قرمز کاربردی می‌تواند جایگزینی غیرتهاجمی، بدون تماس و غیرتهاجمی برای ارزیابی برانگیختگی عاطفی افراد در روان‌فیزیولوژی باشد.

The pumpkinseed is considered an invasive species throughout much of its current range, which includes parts of Europe in addition to Florida.

دانه‌هاي كدو در بسياري از مناطق انتشار فعلي خود به عنوان گونه مهاجم در نظر گرفته مي‌شود، كه شامل بخشي از اروپا علاوه بر فلوريدا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید