infringing

[ایالات متحده]/ɪnˈfrɪndʒɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈfrɪndʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نقض کردن (قوانین، مقررات و غیره)؛ تجاوز به (حقوق کسی)؛侵入(آزادی، حقوق و غیره کسی)

عبارات و ترکیب‌ها

infringing copyright

نقض حق نسخ

infringing patent

نقض حق اختراع

infringing rights

نقض حقوق

infringing laws

نقض قوانین

infringing agreement

نقض قرارداد

infringing terms

نقض شرایط

infringing trademarks

نقض علائم تجاری

infringing policies

نقض سیاست‌ها

infringing provisions

نقض مفاد

infringing agreements

نقض قراردادها

جملات نمونه

the company is infringing on our patent rights.

شرکت در حال نقض حقوق ثبت اختراع ما است.

they are infringing on the copyright of the original work.

آنها در حال نقض حق تکثیر اثر اصلی هستند.

infringing behavior can lead to legal consequences.

رفتار نقض کننده می تواند منجر به عواقب قانونی شود.

she accused him of infringing her privacy.

او او را به نقض حریم خصوصی متهم کرد.

the new policy is seen as infringing on individual rights.

سیاست جدید به عنوان نقض حقوق فردی تلقی می شود.

he was warned about infringing the terms of the agreement.

او در مورد نقض شرایط توافق نامه هشدار داده شد.

infringing trademarks can damage a brand's reputation.

علامت های تجاری نقض شده می توانند به شهرت یک برند آسیب برسانند.

they faced a lawsuit for infringing on trade secrets.

آنها به دلیل نقض اسرار تجاری با شکایت روبرو شدند.

infringing on someone's intellectual property is illegal.

نقض دارایی های فکری کسی غیرقانونی است.

the artist was accused of infringing on another's style.

هنرمند به نقض سبک دیگری متهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید