involvers needed
افراد مشارکت کننده مورد نیاز
active involvers
افراد مشارکت کننده فعال
key involvers
افراد مشارکت کننده کلیدی
top involvers
افراد مشارکت کننده برتر
many involvers
بیشتر افراد مشارکت کننده
involver roles
نقشهای افراد مشارکت کننده
involver feedback
بازخورد افراد مشارکت کننده
involver meetings
جلسات افراد مشارکت کننده
new involver
فرد مشارکت کننده جدید
trusted involvers
افراد مشارکت کننده مورد اعتماد
the new policy will involve all departments in the decision-making process.
سیاست جدید تمامی بخشها را در فرآیند تصمیمگیری درگیر خواهد کرد.
this project may involve working late during the final week.
این پروژه ممکن است در هفته پایانی کار کردن دیرتر را شامل شود.
the investigation will involve interviewing several witnesses.
تحقيق شامل مصاحبه با چند شاهد خواهد بود.
the repair will involve replacing the entire cable.
اصلاح شامل جایگزینی کابل کامل خواهد بود.
her role involves managing a small team and reporting results.
نقش او شامل مدیریت یک تیم کوچک و گزارش نتایج است.
the training course involves hands-on practice every day.
دوره آموزشی شامل تمرین عملی هر روز است.
buying a home often involves dealing with paperwork and fees.
خرید یک خانه اغلب شامل برخورد با کاغذ کار و هزینهها است.
the plan involves cutting costs without reducing quality.
این برنامه شامل کاهش هزینهها بدون کاهش کیفیت است.
starting a business involves taking risks and learning fast.
شروع یک کسب و کار شامل پذیرفتن ریسکها و یادگیری سریع است.
the agreement involves sharing data securely between partners.
این توافق شامل به اشتراک گذاری دادهها به صورت امن بین شرکای است.
the surgery may involve a short stay in the hospital.
این جراحی ممکن است شامل یک مدت کوتاه اقامت در بیمارستان باشد.
the competition involves solving complex problems under time pressure.
این رقابت شامل حل مسائل پیچیده تحت فشار زمان است.
involvers needed
افراد مشارکت کننده مورد نیاز
active involvers
افراد مشارکت کننده فعال
key involvers
افراد مشارکت کننده کلیدی
top involvers
افراد مشارکت کننده برتر
many involvers
بیشتر افراد مشارکت کننده
involver roles
نقشهای افراد مشارکت کننده
involver feedback
بازخورد افراد مشارکت کننده
involver meetings
جلسات افراد مشارکت کننده
new involver
فرد مشارکت کننده جدید
trusted involvers
افراد مشارکت کننده مورد اعتماد
the new policy will involve all departments in the decision-making process.
سیاست جدید تمامی بخشها را در فرآیند تصمیمگیری درگیر خواهد کرد.
this project may involve working late during the final week.
این پروژه ممکن است در هفته پایانی کار کردن دیرتر را شامل شود.
the investigation will involve interviewing several witnesses.
تحقيق شامل مصاحبه با چند شاهد خواهد بود.
the repair will involve replacing the entire cable.
اصلاح شامل جایگزینی کابل کامل خواهد بود.
her role involves managing a small team and reporting results.
نقش او شامل مدیریت یک تیم کوچک و گزارش نتایج است.
the training course involves hands-on practice every day.
دوره آموزشی شامل تمرین عملی هر روز است.
buying a home often involves dealing with paperwork and fees.
خرید یک خانه اغلب شامل برخورد با کاغذ کار و هزینهها است.
the plan involves cutting costs without reducing quality.
این برنامه شامل کاهش هزینهها بدون کاهش کیفیت است.
starting a business involves taking risks and learning fast.
شروع یک کسب و کار شامل پذیرفتن ریسکها و یادگیری سریع است.
the agreement involves sharing data securely between partners.
این توافق شامل به اشتراک گذاری دادهها به صورت امن بین شرکای است.
the surgery may involve a short stay in the hospital.
این جراحی ممکن است شامل یک مدت کوتاه اقامت در بیمارستان باشد.
the competition involves solving complex problems under time pressure.
این رقابت شامل حل مسائل پیچیده تحت فشار زمان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید