irremovable

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈmuːvəbl/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈmuːvəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل حذف; غیرقابل جابجایی; غیرقابل برکناری; غیرقابل تخلیه

عبارات و ترکیب‌ها

irremovable stain

لکه‌ی غیرقابل‌حذف

irremovable mark

علامت غیرقابل‌حذف

irremovable problem

مشکل غیرقابل‌حذف

irremovable obstacle

مانع غیرقابل‌حذف

irremovable debt

بدهی غیرقابل‌حذف

irremovable burden

بار غیرقابل‌حذف

irremovable error

اشتباه غیرقابل‌حذف

irremovable fixture

قطعه غیرقابل‌حذف

irremovable residue

باقی‌مانده غیرقابل‌حذف

irremovable feature

ویژگی غیرقابل‌حذف

جملات نمونه

the stain on the carpet is irremovable.

لکه‌ای روی فرش قابل حذف نیست.

some memories are irremovable from our minds.

برخی خاطرات از ذهن ما قابل حذف نیستند.

the irremovable obstacles made the project difficult.

مشکلات غیرقابل حذف، پروژه را دشوار کردند.

her irremovable attachment to the place surprised everyone.

وابستگی غیرقابل حذف او به آن مکان همه را شگفت‌زده کرد.

he found the irremovable mark on the wall frustrating.

او نشان غیرقابل حذف روی دیوار را ناامیدکننده یافت.

they faced irremovable challenges during the journey.

آنها در طول سفر با چالش‌های غیرقابل حذف روبرو شدند.

the irremovable nature of the problem requires a new approach.

ماهیت غیرقابل حذف مشکل نیاز به یک رویکرد جدید دارد.

his irremovable doubts about the plan hindered progress.

شک‌های غیرقابل حذف او در مورد طرح، پیشرفت را مختل کرد.

the irremovable scars tell a story of survival.

اسکارهای غیرقابل حذف داستانی از بقا را بازگو می‌کنند.

she felt an irremovable bond with her childhood friends.

او پیوندی غیرقابل حذف با دوستان دوران کودکی خود احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید