issuer

[ایالات متحده]/'iʃju:ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی یا سازمانی که چیزی را منتشر یا توزیع می‌کند.
Word Forms
جمعissuers

عبارات و ترکیب‌ها

corporate issuer

صادرکننده شرکتی

government issuer

صادرکننده دولتی

جملات نمونه

The bulker company is the fourth consecutive shipping issuer to price below its target range.A fifth withdrew its flotation rather than accept a discount.

شرکت حمل و نقل کالا چهارمین شرکت متوالی حمل و نقل است که زیر محدوده هدف خود قیمت گذاری می کند. یک شرکت پنجم به جای پذیرش تخفیف، عرضه خود را پس گرفت.

The issuer of the credit card is responsible for any unauthorized charges.

صادرکننده کارت اعتباری مسئول هرگونه هزینه غیرمجاز است.

The issuer of the stock must comply with relevant regulations.

صادرکننده سهام باید با مقررات مربوطه مطابقت داشته باشد.

The issuer of the bond is a well-known financial institution.

صادرکننده اوراق قرضه یک موسسه مالی شناخته شده است.

The issuer of the certificate needs to provide accurate information.

صادرکننده گواهی نامه باید اطلاعات دقیقی ارائه دهد.

The issuer of the license has the authority to grant permission.

صادرکننده مجوز این اختیار را دارد که اجازه دهد.

The issuer of the document must ensure its authenticity.

صادرکننده سند باید اصالت آن را تضمین کند.

The issuer of the statement is accountable for its contents.

صادرکننده بیانیه مسئول محتوای آن است.

The issuer of the ticket reserves the right to refuse entry.

صادرکننده بلیط حق دارد از ورود افراد امتناع کند.

The issuer of the contract must fulfill the terms agreed upon.

صادرکننده قرارداد باید شرایط توافق شده را انجام دهد.

The issuer of the warranty guarantees the quality of the product.

صادرکننده گارانتی کیفیت محصول را تضمین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید