investor

[ایالات متحده]/ɪnˈvestə(r)/
[بریتانیا]/ɪnˈvestər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرمایه‌گذار; مشارکت‌کننده.
Word Forms
جمعinvestors

عبارات و ترکیب‌ها

angel investor

سرمایه‌گذار فرشته

private equity investor

سرمایه‌گذار سهام خصوصی

institutional investor

سرمایه گذار نهادی

active investor

سرمایه‌گذار فعال

passive investor

سرمایه‌گذار منفعل

foreign investor

سرمایه‌گذار خارجی

investor confidence

اعتماد سرمایه‌گذار

investor relations

روابط سرمایه‌گذاران

individual investor

سرمایه‌گذار فردی

جملات نمونه

an investor with the necessary money and push.

یک سرمایه‌گذار با پول و انگیزه لازم.

investors overbuilt the Atlantic and Mediterranean coasts.

سرمایه‌گذاران سواحل اطلس و دریای مدیترانه را بیش از حد ساختند.

investors are punting on a takeover.

سرمایه‌گذاران در حال شرط‌بندی بر سر تصدی هستند.

investors have had a bumpy ride.

سرمایه‌گذاران سواری ناهمواری داشته‌اند.

investors stood to lose heavily.

سرمایه‌گذاران در معرض ضرر هنگفت قرار داشتند.

a portfolio that is tempered to the investor's needs.

یک سبد سرمایه‌گذاری که متناسب با نیازهای سرمایه‌گذار تنظیم شده است.

investors in plantation forestry

سرمایه گذاران در جنگلداری باغات

INSTITUTIONAL INVESTOR — Past year investor who's now locked up in a nuthouse.

سرمایه‌گذار نهادی - سرمایه‌گذار سال گذشته که اکنون در یک تیمارستان زندانی است.

Mutual fund is the collection of investor's funds, and it presents investor's profits to make investment with preinstall goal.

صندوق سرمایه‌گذاری متقابل مجموعه‌ای از وجوه سرمایه‌گذاران است و سود سرمایه‌گذاران را برای سرمایه‌گذاری با هدف از پیش تعیین شده ارائه می‌دهد.

the need to restore investor confidence

نیاز به بازگرداندن اعتماد سرمایه‌گذاران

the outlook for investors is not bright, according to financial experts.

بر اساس کارشناسان مالی، چشم‌انداز سرمایه‌گذاران روشن نیست.

investors vying to get in on the ground floor of a development project.

سرمایه‌گذارانی که برای ورود به مرحله اولیه یک پروژه توسعه‌ای تلاش می‌کنند.

investors who hit it big on the stock market.

سرمایه‌گذارانی که در بازار سهام موفق شدند.

many large investors are likely to take a different view.

بسیاری از سرمایه‌گذاران بزرگ احتمالاً دیدگاه متفاوتی خواهند داشت.

a scheme to protect investors in the event of negligence by their financial advisers.

یک طرح برای محافظت از سرمایه‌گذاران در صورت سهل‌انگاری مشاوران مالی آنها.

the investors should be reimbursed for their losses.

باید خسارات سرمایه‌گذاران جبران شود.

many investors sank their life savings into the company.

بسیاری از سرمایه‌گذاران تمام پس‌انداز خود را در این شرکت سرمایه‌گذاری کردند.

foreign investors are largely unworried by the government's fall.

سرمایه‌گذاران خارجی عمدتاً نگران سقوط دولت نیستند.

investors put environmental concerns uppermost on their list.

سرمایه‌گذاران نگرانی‌های زیست‌محیطی را در اولویت لیست خود قرار می‌دهند.

play fair; an investor who plays cautiously.

منصفانه بازی کنید؛ سرمایه‌گذاري که با احتیاط بازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید