enjoy a jaunt
لذت بردن از یک سفر کوتاه
take a jaunt
یک سفر کوتاه انجام دادن
to go on a pleasure jaunt
رفتن به یک سفر تفریحی لذتبخش
They are off for a day's jaunt to the beach.
آنها برای یک سفر یک روزه به ساحل به راه افتادهاند.
her little jaunt in France was over.
سفر کوتاه او به فرانسه تمام شده بود.
they went jaunting through Ireland.
آنها در حین گشت و گذار در ایرلند بودند.
We jaunted through Europe.
ما در حین گشت و گذار در اروپا بودیم.
She went on a jaunt to the beach.
او برای یک سفر به ساحل به راه افتاد.
Let's go on a jaunt to the countryside this weekend.
بیایید این آخر هفته به یک سفر به حومه شهر برویم.
They planned a jaunt to the mountains for their vacation.
آنها برای تعطیلات خود یک سفر به کوهستان برنامهریزی کردند.
The couple enjoyed a romantic jaunt through the city.
آن زوج از یک سفر عاشقانه در شهر لذت بردند.
The group organized a jaunt to the amusement park.
گروه یک سفر به شهربازی سازماندهی کرد.
He suggested a jaunt to the museum for a cultural experience.
او پیشنهاد کرد برای یک تجربه فرهنگی به موزه سفر کنند.
The family went on a jaunt to the zoo to see the animals.
خانواده برای دیدن حیوانات به یک سفر به باغ وحش رفتند.
The friends planned a jaunt to the lake for a day of fishing.
دوستان برای یک روز ماهیگیری یک سفر به دریاچه برنامهریزی کردند.
She took a jaunt to the bookstore to buy some new books.
او برای خرید کتاب جدید به یک سفر به کتابفروشی رفت.
They decided on a jaunt to the vineyard for a wine tasting.
آنها تصمیم گرفتند برای تست کردن شراب به یک سفر به تاکستان بروند.
enjoy a jaunt
لذت بردن از یک سفر کوتاه
take a jaunt
یک سفر کوتاه انجام دادن
to go on a pleasure jaunt
رفتن به یک سفر تفریحی لذتبخش
They are off for a day's jaunt to the beach.
آنها برای یک سفر یک روزه به ساحل به راه افتادهاند.
her little jaunt in France was over.
سفر کوتاه او به فرانسه تمام شده بود.
they went jaunting through Ireland.
آنها در حین گشت و گذار در ایرلند بودند.
We jaunted through Europe.
ما در حین گشت و گذار در اروپا بودیم.
She went on a jaunt to the beach.
او برای یک سفر به ساحل به راه افتاد.
Let's go on a jaunt to the countryside this weekend.
بیایید این آخر هفته به یک سفر به حومه شهر برویم.
They planned a jaunt to the mountains for their vacation.
آنها برای تعطیلات خود یک سفر به کوهستان برنامهریزی کردند.
The couple enjoyed a romantic jaunt through the city.
آن زوج از یک سفر عاشقانه در شهر لذت بردند.
The group organized a jaunt to the amusement park.
گروه یک سفر به شهربازی سازماندهی کرد.
He suggested a jaunt to the museum for a cultural experience.
او پیشنهاد کرد برای یک تجربه فرهنگی به موزه سفر کنند.
The family went on a jaunt to the zoo to see the animals.
خانواده برای دیدن حیوانات به یک سفر به باغ وحش رفتند.
The friends planned a jaunt to the lake for a day of fishing.
دوستان برای یک روز ماهیگیری یک سفر به دریاچه برنامهریزی کردند.
She took a jaunt to the bookstore to buy some new books.
او برای خرید کتاب جدید به یک سفر به کتابفروشی رفت.
They decided on a jaunt to the vineyard for a wine tasting.
آنها تصمیم گرفتند برای تست کردن شراب به یک سفر به تاکستان بروند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید