sojourn

[ایالات متحده]/ˈsɒdʒən/
[بریتانیا]/ˈsəʊdʒɜːrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقامت موقت; دوره‌ای از سکونت در یک مکان
vi. به‌طور موقت ماندن; به‌طور موقت سکونت کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsojourns
جمعsojourns
صفت یا فعل حال استمراریsojourning
قسمت سوم فعلsojourned
زمان گذشتهsojourned

عبارات و ترکیب‌ها

sojourn time

زمان اقامت

جملات نمونه

enjoy a brief sojourn in the countryside

لذت بردن از یک سفر کوتاه در حومه شهر

embark on a spiritual sojourn to find inner peace

سفر معنوی برای یافتن آرامش درونی را آغاز کنید

take a sojourn to a tropical island for relaxation

برای استراحت به یک جزیره استوایی سفر کنید

plan a sojourn to explore ancient ruins

برنامه‌ریزی برای سفر به منظور کاوش در ویرانه‌های باستانی

a sojourn in the mountains to reconnect with nature

سفر به کوه‌ها برای ارتباط مجدد با طبیعت

extend your sojourn in the city to experience more culture

سفر خود را در شهر طولانی‌تر کنید تا فرهنگ بیشتری را تجربه کنید

a peaceful sojourn by the lake to clear your mind

سفر آرام کنار دریاچه برای آرام کردن ذهن

a sojourn abroad to immerse yourself in a new language

سفر به خارج از کشور برای غوطه‌ور شدن در یک زبان جدید

a sojourn in the desert to witness breathtaking sunsets

سفر به صحرا برای تماشای غروب‌های خورشید خیره‌کننده

a sojourn through Europe to experience diverse cultures

سفر در اروپا برای تجربه فرهنگ‌های متنوع

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید