jaunty

[ایالات متحده]/ˈdʒɔːnti/
[بریتانیا]/ˈdʒɔːnti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌خیال; پرجنب‌وجوش; مطمئن به نفس; احساس اعتماد به نفس و رضایت از خود.

عبارات و ترکیب‌ها

a jaunty hat

کلاهی شیک و جذاب

جملات نمونه

a jaunty wave of the hand

یک حرکت دست شادمانه

there was no mistaking that jaunty walk.

اشتباهی در آن راه رفتن شادمانه نبود.

a hat with a jaunty ostrich plume.

یک کلاه با پر طاووس شادمانه.

The happy boy walked with jaunty steps.

پسر شاد با گام‌های شادمانه راه می‌رفت.

She cocked her hat at a jaunty angle.

او کلاه خود را با زاویه‌ای شادانه کج کرد.

Having done this the officer, with a jaunty gesture, crooking his elbow high in the air, stroked his moustaches and put his hand to his hat.

پس از انجام این کار، افسر با یک حرکت شادمانه، آرنج خود را بالا در هوا خم کرد، سبیل‌های خود را نوازش کرد و دستش را به کلاه خود برد.

نمونه‌های واقعی

A veneer of jaunty self-confidence thinly concealed his nervousness.

یک لایه نازک از اعتماد به نفس شیطنت آمیز، ترس او را پنهان می کرد.

منبع: Brave New World

Some people consider their journey like a jaunty tour.They will just go merrily along.

برخی افراد سفر خود را مانند یک سفر شیطنت آمیز در نظر می گیرند. آنها فقط با خوشحالی به راه خود ادامه می دهند.

منبع: English translation

“ ’Morning, Mum, ” said George, in what he clearly thought was a jaunty, winning voice.

«صبح بخیر مادر،» گفت جورج، با صدایی که به وضوح فکر می کرد شیطنت آمیز و برنده است.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets Selected Edition

The voice was that of a jaunty young Alpha, who had entered carrying a black iron cash-box.

صدای یک آلفای جوان و شیطنت آمیز بود که با یک صندوق سیاه آهنی وارد شد.

منبع: Brave New World

Bobwhite in Springtime Bobwhite was not a showy bird, although his suit was neat and quite jaunty.

پرنده بوب‌واایت در فصل بهار، پرنده‌ای چشم‌نواز نبود، اگرچه کت و شلوارش مرتب و کاملاً شیطنت‌آمیز بود.

منبع: American Elementary School English 6

Could you cue some, like, English jaunty 1700s-type music?

می توانید کمی موسیقی انگلیسی شیطنت آمیز به سبک 1700 cue کنید؟

منبع: Radio Laboratory

He went out of the room with a jaunty step.

او با گام های شیطنت آمیز از اتاق خارج شد.

منبع: Veil

(he laughs) (jaunty music) Oh my God.

(او می خندد) (موسیقی شیطنت آمیز) خدای من.

منبع: Celebrity Cat and Dog Interview

Fine, make fun. I think it's jaunty.

باشه، مسخره کن. من فکر می کنم شیطنت آمیز است.

منبع: Friends (Video Version) Season 2

243.decided to wear a jaunty scarf to school.

243. تصمیم گرفت یک روسری شیطنت آمیز به مدرسه بپوشد.

منبع: Modern Family Season 1 has subtitles.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید