lively

[ایالات متحده]/'laɪvlɪ/
[بریتانیا]/'laɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از انرژی، زنده، شاداب\nجذاب، چشمگیر\nشدید، تند
Word Forms
صفت عالیliveliest
صفت تفضیلیlivelier

عبارات و ترکیب‌ها

look lively

شاد و پرانرژی به نظر برس

blake lively

بلیک لایولی

جملات نمونه

a lively account of Offenbach's score.

گزارشی پرجنب‌وجوش از قطعه اوفنبخ.

Barcelona's many lively bars.

بارس‌های پرجنب‌وجوش بارسلونا.

The sea is quite lively today.

دریا امروز بسیار پرجنب‌وجوش است.

The children are all lively and hearty.

کودکان همگی پرجنب‌وجوش و با نشاط هستند.

He is an outgoing and lively person.

او فردی برومند و پرجنب‌وجوش است.

She’s a lively, talkative person.

او فردی پرجنب‌وجوش و گویایی است.

She’s a lively, talktive person.

او فردی پرجنب‌وجوش و گویایی است.

gave the kitchen floor a lively sweeping.

به کف آشپزخانه یک جارو کردن پرجنب‌وجوش داد.

take a lively interest in

علاقه‌مند پرجنب‌وجوش به

I take a lively interest in politics.

من به سیاست به طور پرجنب‌وجوش علاقه دارم.

Children usually have a lively fancy.

کودکان معمولاً یک خیال پرجنب‌وجوش دارند.

Children usually have lively fancy.

کودکان معمولاً خیال پرجنب‌وجوش دارند.

She was dressed in a lively pink.

او با رنگ صورتی پرجنب‌وجوش لباس پوشیده بود.

Come on, look lively!

بیا، با نشاط باش!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید