jeweler

[ایالات متحده]/ˈdʒuːələ/
[بریتانیا]/ˈdʒuːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که جواهرات را می سازد، می فروشد یا تعمیر می کند
Word Forms
جمعjewelers

عبارات و ترکیب‌ها

local jeweler

جواهرساز محلی

custom jeweler

جواهرساز سفارشی

fine jeweler

جواهرساز ظریف

jeweler shop

فروشگاه جواهرات

jeweler tools

ابزارهای جواساز

jeweler design

طراحی جواهرات

experienced jeweler

جواهرساز با تجربه

jeweler services

خدمات جواساز

jeweler repair

تعمیرات جواهرات

jeweler exhibition

نمایشگاه جواهرات

جملات نمونه

the jeweler crafted a beautiful ring for the wedding.

جواهرساز یک حلقه زیبا برای عروسی ساخت.

i visited the jeweler to get my necklace repaired.

من برای تعمیر گردنبند به سراغ یک جواهرساز رفتم.

the jeweler specializes in custom-made jewelry.

جواهرساز در ساخت جواهرات سفارشی تخصص دارد.

she chose a diamond from the jeweler's collection.

او یک الماس را از مجموعه جواهرساز انتخاب کرد.

the jeweler offered a warranty on the purchased items.

جواهرساز برای اقلام خریداری شده گارانتی ارائه داد.

he learned the art of jewelry making from a skilled jeweler.

او هنر ساخت جواهرات را از یک جواهرساز ماهر آموخت.

the jeweler appraised the value of the antique brooch.

جواهرساز ارزش سنجی سنجاق سینه عتیقه را انجام داد.

she brought her grandmother's earrings to the jeweler for cleaning.

او گوشواره های مادربزرگش را برای تمیز کردن به سراغ جواهرساز برد.

the jeweler recommended a matching bracelet for the necklace.

جواهرساز یک دستبند متناسب با گردنبند توصیه کرد.

the jeweler displayed a stunning array of gemstones.

جواهرساز مجموعه‌ای خیره‌کننده از سنگ‌های قیمتی را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید