joblessness

[ایالات متحده]/ˈdʒɒbləsnəs/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːbləsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بیکاری

عبارات و ترکیب‌ها

high joblessness

بی‌كاری گسترده

joblessness rate

نرخ بی‌كاری

rising joblessness

افزایش بی‌كاری

joblessness crisis

بحران بی‌كاری

joblessness benefits

مزایای بیکاری

combat joblessness

مقابله با بی‌كاری

joblessness support

حمایت از بی‌كاران

joblessness solutions

راه حل های بی‌كاری

address joblessness

رسیدگی به بی‌كاری

joblessness impact

اثرات بی‌كاری

جملات نمونه

joblessness can lead to increased stress and anxiety.

بی‌كاری می‌تواند منجر به افزایش استرس و اضطراب شود.

the government is implementing programs to reduce joblessness.

دولت در حال اجرای برنامه‌هایی برای کاهش بیکاری است.

many people face joblessness during economic downturns.

بسیاری از افراد در زمان رکود اقتصادی با بیکاری مواجه هستند.

joblessness affects not only individuals but also families.

بیکاری نه تنها بر افراد بلکه بر خانواده‌ها نیز تأثیر می‌گذارد.

efforts to combat joblessness are crucial for community stability.

تلاش برای مقابله با بیکاری برای ثبات جامعه بسیار مهم است.

joblessness often leads to a rise in crime rates.

بیکاری اغلب منجر به افزایش نرخ جرم و جنایت می‌شود.

education and training can help reduce joblessness.

آموزش و آموزش می‌تواند به کاهش بیکاری کمک کند.

long-term joblessness can have severe psychological effects.

بیکاری طولانی مدت می‌تواند اثرات روانی جدی داشته باشد.

many organizations are working to address joblessness in urban areas.

سازمان‌های زیادی در تلاش برای رسیدگی به بیکاری در مناطق شهری هستند.

joblessness remains a critical issue in many countries.

بیکاری همچنان یک مسئله حیاتی در بسیاری از کشورها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید