jolts

[ایالات متحده]/dʒəʊlts/
[بریتانیا]/dʒoʊlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لرزش‌ها یا شوک‌ها؛ برخورد؛ رویداد شوکه‌کننده یا ناامیدکننده؛ setback شدید
v. لرزش‌ها یا شوک‌ها (سوم شخص مفرد)؛ لرزاندن؛ شوکه کردن؛ ضربه زدن سخت؛ تزریق دارو به زیر پوست در بازو (زبان عامیانه)؛ مداخله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

power jolts

ضربه های قدرتی

energy jolts

ضربه های انرژی

jolts awake

ضربه های بیدار کننده

jolts of excitement

ضربه های هیجان

jolts of pain

ضربه های درد

jolts of electricity

ضربه های برق

jolts of energy

ضربه های انرژی

jolts of adrenaline

ضربه های آدرنالین

jolts of fear

ضربه های ترس

jolts of inspiration

ضربه های الهام

جملات نمونه

the sudden noise jolts me awake.

صدای ناگهانی مرا از خواب می‌پراند.

the car jolts as it hits a pothole.

ماشین با برخورد به یک گودال، تکان می‌خورد.

his words jolted her into action.

کلماتش او را به اقدام واداشت.

the news jolted the entire community.

این خبر کل جامعه را تکان داد.

she felt a jolt of excitement when she saw him.

وقتی او را دید، ضربان هیجان را احساس کرد.

the roller coaster jolts its riders at every turn.

در هر پیچ، رولرکستر مسافرانش را تکان می‌دهد.

a jolt of electricity surged through the circuit.

یک شوک الکتریکی از طریق مدار عبور کرد.

the unexpected jolt made her drop the cup.

شوک غیرمنتظره باعث شد فنجان را رها کند.

he received a jolt of inspiration while hiking.

در حین پیاده‌روی، یک شوک الهام دریافت کرد.

the earthquake jolted the buildings in the area.

زلزله ساختمان‌های منطقه را تکان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید