startles

[ایالات متحده]/ˈstɑːt(ə)lz/
[بریتانیا]/ˈstɑrt(əlz)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع startle، یک شوک یا شگفتی ناگهانی
v. سوم شخص مفرد startle، باعث شدن که کسی احساس شوک یا شگفتی ناگهانی کند

عبارات و ترکیب‌ها

startles easily

به راحتی می‌ترسد

startles quickly

به سرعت می‌ترسد

startles the audience

مخاطبان را می‌ترساند

startles at noise

با صدای بلند می‌ترسد

startles the child

بچه را می‌ترساند

startles the dog

سگ را می‌ترساند

startles me

من را می‌ترساند

startles everyone

همه را می‌ترساند

startles with sound

با صدا می‌ترساند

startles the crowd

جمعیت را می‌ترساند

جملات نمونه

the loud noise startles the birds in the trees.

صدای بلند باعث ترسیدن پرندگان در درختان می‌شود.

she startles easily when someone sneaks up behind her.

او به راحتی وقتی کسی از پشت سر او دزدکی حرکت می‌کند، می‌ترسد.

the sudden movement startles the cat and it jumps away.

حرکت ناگهانی باعث ترس گربه می‌شود و آن هم می‌پرد.

his unexpected arrival startles everyone at the party.

ظهور ناگهانی او باعث ترس همه در مهمانی می‌شود.

the thunderstorm startles the children who are playing outside.

طوفان باعث ترس کودکان می‌شود که بیرون بازی می‌کنند.

the sudden flash of lightning startles the hikers.

بارقه‌ی ناگهانی رعد و برق باعث ترس کوهنوردان می‌شود.

the loud clap of thunder startles the dog.

صدای بلند رعد و برق باعث ترس سگ می‌شود.

she startles at the sight of the spider on the wall.

او با دیدن عنکبوت روی دیوار می‌ترسد.

the unexpected news startles the entire team.

اخبار غیرمنتظره باعث ترس کل تیم می‌شود.

his sudden shout startles everyone in the room.

جیغ ناگهانی او باعث ترس همه در اتاق می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید