judiciable

[ایالات متحده]/dʒuːˈdɪʃəbl/
[بریتانیا]/dʒuˈdɪʃəbl/

ترجمه

adj. قادر به قضاوت یا محاکمه در دادگاه قانون

عبارات و ترکیب‌ها

judiciable matter

مورد قابل رسیدگی

judiciable issue

مسئله قابل رسیدگی

judiciable claim

ادعای قابل رسیدگی

judiciable case

موارد قابل رسیدگی

judiciable dispute

اختلاف نظر قابل رسیدگی

judiciable action

اقدام قابل رسیدگی

judiciable rights

حقوق قابل رسیدگی

judiciable question

پرسش قابل رسیدگی

judiciable evidence

شهادت قابل رسیدگی

judiciable parties

طرفین قابل رسیدگی

جملات نمونه

the case is now considered judiciable by the court.

موارد قابل طرح در دادگاه اکنون توسط دادگاه قابل بررسی تلقی می‌شود.

only judiciable matters can be brought before a judge.

فقط موارد قابل طرح در دادگاه می‌توانند نزد قاضی مطرح شوند.

judiciable issues often require legal expertise.

موارد قابل طرح در دادگاه اغلب به تخصص حقوقی نیاز دارند.

the lawyer argued that the dispute was not judiciable.

وکیل استدلال کرد که این اختلاف قابل طرح در دادگاه نیست.

judiciable disputes can be resolved through mediation.

اختلافات قابل طرح در دادگاه می‌توانند از طریق میانجیگری حل و فصل شوند.

it is important to identify what is judiciable in this context.

شناسایی موارد قابل طرح در دادگاه در این زمینه مهم است.

some issues may not be judiciable in certain jurisdictions.

برخی مسائل ممکن است در برخی از حوزه‌های قضایی قابل طرح در دادگاه نباشند.

the court will determine if the matter is judiciable.

دادگاه تعیین خواهد کرد که آیا این موضوع قابل طرح در دادگاه است یا خیر.

she was unsure whether her claim was judiciable.

او مطمئن نبود که آیا ادعای او قابل طرح در دادگاه است یا خیر.

judiciable claims must be filed within a specified timeframe.

ادعاهای قابل طرح در دادگاه باید در یک بازه زمانی مشخص ثبت شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید