justifiable

[ایالات متحده]/ˌdʒʌstɪˈfaɪəbl/
[بریتانیا]/ˌdʒʌstɪˈfaɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل نمایش به عنوان مشروع، معقول یا قانونی.

جملات نمونه

when would such a rule be justifiable?.

چه زمانی چنین قانونی توجیه پذیر بود؟

The rule is justifiable on safety grounds.

این قانون بر اساس ملاحظات ایمنی قابل توجیه است.

Whether mercy killing is justifiable is still an open question.

اینکه اهدای مرگ قابل توجیه است یا خیر هنوز یک سوال باز است.

The cutbacks are justifiable on the grounds of cost.

کاهش‌ها با توجه به هزینه قابل توجیه هستند.

The jury returned a verdict of justifiable homicide.

هيئت منصفه به حكم تبرير قتلي حكم داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید