junkyards

[ایالات متحده]/[ˈdʒʌŋk.jɑːd]/
[بریتانیا]/[ˈdʒʌŋk.jɑːrd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایی که ماشین‌آلات و وسایل نقلیه ترکیده یا مورد نیاز نبوده و دیگر نمی‌خواهند نگهداری و فروخته می‌شوند؛ جایی که اشیاء نمی‌خواهید یا معیوب شده‌اند جمع‌آوری و نگهداری می‌شوند؛ جایی که اشیاء قدیمی یا معیوب شده‌اند نگهداری می‌شوند، معمولاً برای بازیافت.

عبارات و ترکیب‌ها

visiting junkyards

بازدید از کارخانه‌های فاسد

near junkyards

نزدیک کارخانه‌های فاسد

full of junkyards

پر از کارخانه‌های فاسد

scavenge junkyards

جستجو در کارخانه‌های فاسد

old junkyard

کارخانه فاسد قدیمی

junkyard dogs

سگ‌های کارخانه فاسد

rummaging junkyards

جستجو در کارخانه‌های فاسد

huge junkyards

کارخانه‌های فاسد بزرگ

find in junkyards

پیدا کردن در کارخانه‌های فاسد

explore junkyards

کاوش در کارخانه‌های فاسد

جملات نمونه

he spent hours searching through junkyards for vintage car parts.

او ساعت‌ها وقت خرج داد تا در کارخانه‌های فرسوده برای قطعات ماشین‌های بازیافتی جستجو کند.

the junkyard was a sprawling maze of rusted metal and discarded machinery.

کارخانه فرسوده یک معبد گسترده‌ای از فولاد زنگ‌زده و ماشین‌آلات فرورفته بود.

we found a rare engine block at the junkyard last weekend.

ما یک بلوک موتور نادر را در کارخانه فرسوده در هفته گذشته پیدا کردیم.

many people salvage useful materials from junkyards.

بسیاری از افراد مواد مفید را از کارخانه‌های فرسوده بازیافت می‌کنند.

the junkyard owner offered us a good deal on the tires.

مالک کارخانه فرسوده به ما یک پیشنهاد خوب در مورد چرخ‌ها ارائه داد.

exploring junkyards can be a fascinating hobby for some.

برای برخی افراد، کاوش در کارخانه‌های فرسوده یک سرگرمی جذاب است.

the junkyard dog barked loudly as we approached.

سگ کارخانه فرسوده با حجم زیادی شیر بزید کرد وقتی ما به سمت آن رفتیم.

they hauled the old car to the junkyard for disposal.

آنها ماشین قدیمی را به کارخانه فرسوده برای ریسپاندیت کشیدند.

the junkyard provided a unique backdrop for the film shoot.

کارخانه فرسوده یک پس‌زمینه منحصر به فرد برای فیلم‌برداری فراهم کرد.

he runs a successful business buying and selling parts from junkyards.

او یک کسب و کار موفق را با خرید و فروش قطعات از کارخانه‌های فرسوده اداره می‌کند.

the junkyard was filled with the smell of rust and oil.

کارخانه فرسوده با بوی زنگ و روغن پر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید