salvage operation
عملیات نجات
salvage crew
گروه نجات
salvageable items
اشیای قابل نجات
salvage mission
ماموریت نجات
salvage charges
بار انفجاری نجات
salvage value
ارزش نجات
the salvage from a fire
نجات از آتش
The salvage was piled upon the pier.
نجات دادهشده روی اسکله انباشته شده بود.
a team of salvage experts to ensure the recovery of family possessions.
تیمی از کارشناسان بازیابی برای اطمینان از بازیابی دارایی های خانواده.
an emerald and gold cross was salvaged from the wreck.
یک صلیب زمرد و طلایی از لاشه کشتی نجات یافت.
it was the only crumb of comfort he could salvage from the ordeal.
این تنها ذرهای آرامش بود که میتوانست از این تجربه نجات دهد.
salvage taken from a ship that had sunk in the river.
نجاتی که از کشتی غرق شده در رودخانه به دست آمده بود.
All attempts to salvage the wrecked ship failed.
تمام تلاشها برای نجات کشتی شکسته ناموفق بود.
the scrap or salvage value should be netted off against the original purchase price.
ارزش ضایعات یا بازیافت باید از قیمت خرید اصلی کسر شود.
When judge it's impossible to refloat without aid, promptly inform Owners to arrange salvage assistance to refloat the vessel.
وقتی قضاوت شود که بدون کمک نمیتوان کشتی را دوباره آبانداز کرد، به سرعت به مالکان اطلاع دهید تا برای سازماندهی کمکهای امدادی برای آباندازی کشتی اقدام کنند.
Results The tes ticles of 5 cases with short time or incomplete torsion were salvaged by operati ve detorsion.
نتایج: بیضه های 5 مورد با زمان کوتاه یا پیچ خوردگی ناقص با استفاده از جراحی دتورسیون نجات یافتند.
Tugs are available for assistance of berthing, unberthing, escorting and salvage operation withhorsepower from 624hp to 3400hp.
کشتی های بکسل برای کمک به پهلو گرفتن، رها کردن، اسکورت و عملیات نجات با اسب بخار از 624 اسب بخار تا 3400 اسب بخار در دسترس هستند.
salvage operation
عملیات نجات
salvage crew
گروه نجات
salvageable items
اشیای قابل نجات
salvage mission
ماموریت نجات
salvage charges
بار انفجاری نجات
salvage value
ارزش نجات
the salvage from a fire
نجات از آتش
The salvage was piled upon the pier.
نجات دادهشده روی اسکله انباشته شده بود.
a team of salvage experts to ensure the recovery of family possessions.
تیمی از کارشناسان بازیابی برای اطمینان از بازیابی دارایی های خانواده.
an emerald and gold cross was salvaged from the wreck.
یک صلیب زمرد و طلایی از لاشه کشتی نجات یافت.
it was the only crumb of comfort he could salvage from the ordeal.
این تنها ذرهای آرامش بود که میتوانست از این تجربه نجات دهد.
salvage taken from a ship that had sunk in the river.
نجاتی که از کشتی غرق شده در رودخانه به دست آمده بود.
All attempts to salvage the wrecked ship failed.
تمام تلاشها برای نجات کشتی شکسته ناموفق بود.
the scrap or salvage value should be netted off against the original purchase price.
ارزش ضایعات یا بازیافت باید از قیمت خرید اصلی کسر شود.
When judge it's impossible to refloat without aid, promptly inform Owners to arrange salvage assistance to refloat the vessel.
وقتی قضاوت شود که بدون کمک نمیتوان کشتی را دوباره آبانداز کرد، به سرعت به مالکان اطلاع دهید تا برای سازماندهی کمکهای امدادی برای آباندازی کشتی اقدام کنند.
Results The tes ticles of 5 cases with short time or incomplete torsion were salvaged by operati ve detorsion.
نتایج: بیضه های 5 مورد با زمان کوتاه یا پیچ خوردگی ناقص با استفاده از جراحی دتورسیون نجات یافتند.
Tugs are available for assistance of berthing, unberthing, escorting and salvage operation withhorsepower from 624hp to 3400hp.
کشتی های بکسل برای کمک به پهلو گرفتن، رها کردن، اسکورت و عملیات نجات با اسب بخار از 624 اسب بخار تا 3400 اسب بخار در دسترس هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید