kashmiri

[ایالات متحده]/kæʃˈmiəri/
[بریتانیا]/kæʃˈmɪri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از مردم کشمیری؛ زبان مردم کشمیری، یک زبان هند و اروپایی که در منطقه کشمیر صحبت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

Kashmiri cuisine

آشپزی کشمیر

Kashmiri culture

فرهنگ کشمیر

Kashmiri shawl

شال کشمیر

جملات نمونه

Kashmiri cuisine is known for its rich flavors and use of aromatic spices.

آشپزی کشمیر به خاطر طعم‌های غنی و استفاده از ادویه‌های معطر معروف است.

She wore a beautiful Kashmiri shawl to the party.

او یک شال کشمیر زیبا به مهمانی پوشید.

The Kashmiri people are known for their hospitality and warmth.

مردم کشمیر به خاطر مهمان‌نوازی و صمیمیت خود مشهور هستند.

I bought a Kashmiri rug as a souvenir from my trip.

من یک قالی کشمیر به عنوان سوغاتی از سفرم خریدم.

The Kashmiri landscape is breathtakingly beautiful.

مناظر کشمیر به طرز چشمگیری زیبا هستند.

She learned to cook Kashmiri dishes from her grandmother.

او یاد گرفت غذاهای کشمیر را از مادربزرگش بپزد.

The Kashmiri language is spoken by the people of Kashmir.

زبان کشمیر توسط مردم کشمیر صحبت می‌شود.

He gifted her a beautiful Kashmiri necklace for her birthday.

او یک گردنبند کشمیر زیبا به او به عنوان هدیه تولد داد.

The Kashmiri music has a unique blend of traditional and modern elements.

موسیقی کشمیر ترکیبی منحصر به فرد از عناصر سنتی و مدرن دارد.

She loves to wear Kashmiri embroidered clothing.

او عاشق پوشیدن لباس‌های کشمیر با گلدوزی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید