pashmina

[ایالات متحده]/pæʃˈmiː.nə/
[بریتانیا]/pæʃˈmiː.nə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پشم نازک کشمیری یا شالی که از آن ساخته شده است؛ شالی که از پشم پاشمینا ساخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

pashmina scarf

شال پشmina

pashmina shawl

شال پشmina

pashmina wrap

پوشش پشmina

pashmina blanket

ملحفه پشmina

pashmina sweater

ژاکت پشmina

pashmina stole

شنل پشmina

pashmina coat

پالتوی پشmina

pashmina dress

لباس پشmina

pashmina fabric

پارچه پشmina

pashmina accessories

لوازم جانبی پشmina

جملات نمونه

i bought a beautiful pashmina scarf for the winter.

من یک شال پشمی زیبا برای زمستان خریدم.

the pashmina shawl added elegance to her outfit.

شال پشمی به لباس او ظرافت بخشید.

she wrapped herself in a soft pashmina while reading.

او در حالی که مطالعه می کرد، خود را در یک شال پشمی نرم پیچید.

pashmina is known for its warmth and softness.

پشمی به دلیل گرمی و نرمی آن شناخته شده است.

he gifted her a luxurious pashmina for her birthday.

او یک شال پشمی لوکس به او برای تولدش هدیه داد.

the artisan crafted a stunning pashmina from high-quality wool.

صنع‌الخرده‌کار یک شال پشمی خیره‌کننده از پشم با کیفیت بالا ساخت.

she loves to wear her pashmina during chilly evenings.

او عاشق پوشیدن شال پشمی خود در شب‌های سرد است.

pashmina wraps are perfect for both casual and formal occasions.

شال‌های پشمی برای مناسبت‌های غیررسمی و رسمی عالی هستند.

he chose a vibrant pashmina to brighten up his wardrobe.

او یک شال پشمی پر جنب و جوش را برای روشن کردن کمد لباس خود انتخاب کرد.

washing pashmina requires special care to maintain its quality.

شستن پشمی نیاز به مراقبت ویژه برای حفظ کیفیت آن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید