| جمع | kilocalories |
kilocalorie count
تعداد کیلوکالری
kilocalorie intake
مصرف کیلوکالری
kilocalorie deficit
کاهش کیلوکالری
kilocalorie value
مقدار کیلوکالری
kilocalorie measurement
اندازه گیری کیلوکالری
kilocalorie balance
تعادل کیلوکالری
kilocalorie goal
هدف کیلوکالری
kilocalorie limit
حد کیلوکالری
kilocalorie ratio
نسبت کیلوکالری
kilocalorie content
مقدار کیلوکالری
one slice of pizza contains about 300 kilocalories.
یک برش پیتزا حاوی حدود 300 کیلوکالری است.
to lose weight, you need to burn more kilocalories than you consume.
برای کاهش وزن، شما باید کالری بیشتری نسبت به آنچه مصرف می کنید، بسوزانید.
a balanced diet should provide enough kilocalories for daily activities.
یک رژیم غذایی متعادل باید کالری کافی برای فعالیت های روزانه فراهم کند.
exercise can help you burn excess kilocalories.
ورزش می تواند به شما کمک کند کالری اضافی بسوزانید.
nutrition labels often list the kilocalories per serving.
برچسب های تغذیه اغلب کالری در هر وعده را فهرست می کنند.
tracking your kilocalorie intake can aid in weight management.
پیگیری میزان مصرف کالری شما می تواند به مدیریت وزن کمک کند.
high-calorie foods can quickly increase your kilocalorie intake.
غذاهای پرکالری می توانند به سرعت میزان مصرف کالری شما را افزایش دهند.
some athletes require more kilocalories to support their training.
برخی از ورزشکاران به کالری بیشتری برای حمایت از آموزش خود نیاز دارند.
reducing kilocalories can lead to significant weight loss over time.
کاهش کالری می تواند منجر به کاهش وزن قابل توجهی در طول زمان شود.
fruits and vegetables are generally low in kilocalories.
میوه ها و سبزیجات به طور کلی کم کالری هستند.
kilocalorie count
تعداد کیلوکالری
kilocalorie intake
مصرف کیلوکالری
kilocalorie deficit
کاهش کیلوکالری
kilocalorie value
مقدار کیلوکالری
kilocalorie measurement
اندازه گیری کیلوکالری
kilocalorie balance
تعادل کیلوکالری
kilocalorie goal
هدف کیلوکالری
kilocalorie limit
حد کیلوکالری
kilocalorie ratio
نسبت کیلوکالری
kilocalorie content
مقدار کیلوکالری
one slice of pizza contains about 300 kilocalories.
یک برش پیتزا حاوی حدود 300 کیلوکالری است.
to lose weight, you need to burn more kilocalories than you consume.
برای کاهش وزن، شما باید کالری بیشتری نسبت به آنچه مصرف می کنید، بسوزانید.
a balanced diet should provide enough kilocalories for daily activities.
یک رژیم غذایی متعادل باید کالری کافی برای فعالیت های روزانه فراهم کند.
exercise can help you burn excess kilocalories.
ورزش می تواند به شما کمک کند کالری اضافی بسوزانید.
nutrition labels often list the kilocalories per serving.
برچسب های تغذیه اغلب کالری در هر وعده را فهرست می کنند.
tracking your kilocalorie intake can aid in weight management.
پیگیری میزان مصرف کالری شما می تواند به مدیریت وزن کمک کند.
high-calorie foods can quickly increase your kilocalorie intake.
غذاهای پرکالری می توانند به سرعت میزان مصرف کالری شما را افزایش دهند.
some athletes require more kilocalories to support their training.
برخی از ورزشکاران به کالری بیشتری برای حمایت از آموزش خود نیاز دارند.
reducing kilocalories can lead to significant weight loss over time.
کاهش کالری می تواند منجر به کاهش وزن قابل توجهی در طول زمان شود.
fruits and vegetables are generally low in kilocalories.
میوه ها و سبزیجات به طور کلی کم کالری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید