kiloliter

[ایالات متحده]/ˈkɪləˌliːtə/
[بریتانیا]/ˈkɪləˌlitər/

ترجمه

n. یک واحد حجم برابر با ۱۰۰۰ لیتر؛ در زمینه‌های پزشکی برای اندازه‌گیری حجم مایع استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

kiloliter capacity

ظرفیت کیلو لیتری

kiloliter tank

مخزن کیلو لیتری

kiloliter measurement

اندازه گیری کیلو لیتری

kiloliter usage

مصرف کیلو لیتری

kiloliter supply

تامین کیلو لیتری

kiloliter flow

جریان کیلو لیتری

kiloliter storage

ذخیره سازی کیلو لیتری

kiloliter conversion

تبدیل کیلو لیتری

kiloliter volume

حجم کیلو لیتری

kiloliter design

طراحی کیلو لیتری

جملات نمونه

the tank holds five kiloliters of water.

تانک پنج کیلو لیتر آب را در خود جای می‌دهد.

we need to measure the fuel in kiloliters.

ما باید سوخت را به کیلو لیتر اندازه گیری کنیم.

one kiloliter is equivalent to 1,000 liters.

یک کیلو لیتر معادل 1000 لیتر است.

the swimming pool has a capacity of 50 kiloliters.

استخر ظرفیت 50 کیلو لیتر دارد.

he ordered a delivery of 10 kiloliters of milk.

او سفارش تحویل 10 کیلو لیتر شیر داد.

the factory produces 200 kiloliters of soda each week.

کارخانه هر هفته 200 کیلو لیتر نوشابه تولید می کند.

we need to store the chemicals in kiloliters.

ما باید مواد شیمیایی را به کیلو لیتر ذخیره کنیم.

the water consumption is measured in kiloliters.

مصرف آب به کیلو لیتر اندازه گیری می شود.

each truck can transport up to 15 kiloliters of liquid.

هر کامیون می تواند تا 15 کیلو لیتر مایع حمل کند.

the reservoir can hold 1,000 kiloliters of water.

بخش ذخیره سازی می تواند 1000 کیلو لیتر آب را در خود جای دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید