kinswomen bond
پیوند زنان
kinswomen support
حمایت زنان
kinswomen network
شبکه زنان
kinswomen relationship
ارتباط زنان
kinswomen ties
ارتباطات زنان
kinswomen gatherings
همایشهای زنان
kinswomen roles
نقشهای زنان
kinswomen love
عشق زنان
kinswomen heritage
ارثیه زنان
kinswomen circle
گروه زنان
she invited all her kinswomen to the family reunion.
او تمام خویشاوندان زن خود را به دیدار خانوادگی دعوت کرد.
her kinswomen supported her during tough times.
خویشاوندان زن او در زمانهای سخت از او حمایت کردند.
the kinswomen gathered to celebrate the wedding.
خویشاوندان زن برای جشن عروسی گرد هم آمدند.
they shared stories of their ancestors with the kinswomen.
آنها داستانهای نیاکان خود را با خویشاوندان زن به اشتراک گذاشتند.
many kinswomen participated in the charity event.
بسیاری از خویشاوندان زن در رویداد خیریه شرکت کردند.
the kinswomen exchanged recipes during the gathering.
خویشاوندان زن دستور العملها را در طول گردهمایی با یکدیگر رد و بدل کردند.
her kinswomen provided emotional support during her illness.
خویشاوندان زن او در طول بیماریاش حمایت عاطفی ارائه کردند.
the tradition was passed down among the kinswomen.
این سنت در میان خویشاوندان زن منتقل شد.
they organized a picnic for all the kinswomen.
آنها برای همه خویشاوندان زن یک پیک نیک برگزار کردند.
the kinswomen often reminisce about their childhood.
خویشاوندان زن اغلب به دوران کودکی خود فکر میکنند.
kinswomen bond
پیوند زنان
kinswomen support
حمایت زنان
kinswomen network
شبکه زنان
kinswomen relationship
ارتباط زنان
kinswomen ties
ارتباطات زنان
kinswomen gatherings
همایشهای زنان
kinswomen roles
نقشهای زنان
kinswomen love
عشق زنان
kinswomen heritage
ارثیه زنان
kinswomen circle
گروه زنان
she invited all her kinswomen to the family reunion.
او تمام خویشاوندان زن خود را به دیدار خانوادگی دعوت کرد.
her kinswomen supported her during tough times.
خویشاوندان زن او در زمانهای سخت از او حمایت کردند.
the kinswomen gathered to celebrate the wedding.
خویشاوندان زن برای جشن عروسی گرد هم آمدند.
they shared stories of their ancestors with the kinswomen.
آنها داستانهای نیاکان خود را با خویشاوندان زن به اشتراک گذاشتند.
many kinswomen participated in the charity event.
بسیاری از خویشاوندان زن در رویداد خیریه شرکت کردند.
the kinswomen exchanged recipes during the gathering.
خویشاوندان زن دستور العملها را در طول گردهمایی با یکدیگر رد و بدل کردند.
her kinswomen provided emotional support during her illness.
خویشاوندان زن او در طول بیماریاش حمایت عاطفی ارائه کردند.
the tradition was passed down among the kinswomen.
این سنت در میان خویشاوندان زن منتقل شد.
they organized a picnic for all the kinswomen.
آنها برای همه خویشاوندان زن یک پیک نیک برگزار کردند.
the kinswomen often reminisce about their childhood.
خویشاوندان زن اغلب به دوران کودکی خود فکر میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید