kinswomen

[ایالات متحده]/ˈkɪnzˌwɪmɪn/
[بریتانیا]/ˈkɪnzˌwɪmɪn/

ترجمه

n. خویشاوندان زن

عبارات و ترکیب‌ها

kinswomen bond

پیوند زنان

kinswomen support

حمایت زنان

kinswomen network

شبکه زنان

kinswomen relationship

ارتباط زنان

kinswomen ties

ارتباطات زنان

kinswomen gatherings

همایش‌های زنان

kinswomen roles

نقش‌های زنان

kinswomen love

عشق زنان

kinswomen heritage

ارثیه زنان

kinswomen circle

گروه زنان

جملات نمونه

she invited all her kinswomen to the family reunion.

او تمام خویشاوندان زن خود را به دیدار خانوادگی دعوت کرد.

her kinswomen supported her during tough times.

خویشاوندان زن او در زمان‌های سخت از او حمایت کردند.

the kinswomen gathered to celebrate the wedding.

خویشاوندان زن برای جشن عروسی گرد هم آمدند.

they shared stories of their ancestors with the kinswomen.

آنها داستان‌های نیاکان خود را با خویشاوندان زن به اشتراک گذاشتند.

many kinswomen participated in the charity event.

بسیاری از خویشاوندان زن در رویداد خیریه شرکت کردند.

the kinswomen exchanged recipes during the gathering.

خویشاوندان زن دستور العمل‌ها را در طول گردهمایی با یکدیگر رد و بدل کردند.

her kinswomen provided emotional support during her illness.

خویشاوندان زن او در طول بیماری‌اش حمایت عاطفی ارائه کردند.

the tradition was passed down among the kinswomen.

این سنت در میان خویشاوندان زن منتقل شد.

they organized a picnic for all the kinswomen.

آنها برای همه خویشاوندان زن یک پیک نیک برگزار کردند.

the kinswomen often reminisce about their childhood.

خویشاوندان زن اغلب به دوران کودکی خود فکر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید