kitchens

[ایالات متحده]/ˈkɪtʃənz/
[بریتانیا]/ˈkɪtʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل آشپزخانه؛ نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

modern kitchens

آشپزخانه‌های مدرن

open kitchens

آشپزخانه‌های باز

kitchens designs

طراحی آشپزخانه

luxury kitchens

آشپزخانه‌های لوکس

small kitchens

آشپزخانه‌های کوچک

kitchens trends

روندهای آشپزخانه

kitchens islands

جزیره آشپزخانه

kitchens storage

فضای ذخیره‌سازی آشپزخانه

kitchens appliances

وسایل آشپزخانه

kitchens decor

دکوراسیون آشپزخانه

جملات نمونه

many kitchens are designed with open floor plans.

بسیاری از آشپزخانه ها با طرح های کف باز طراحی شده اند.

modern kitchens often feature stainless steel appliances.

آشپزخانه های مدرن اغلب دارای لوازم استیل ضد زنگ هستند.

professional chefs spend a lot of time in their kitchens.

سرآشپزهای حرفه ای زمان زیادی را در آشپزخانه های خود می گذرانند.

she loves to experiment with new recipes in her kitchens.

او عاشق آزمایش دستور العمل های جدید در آشپزخانه های خود است.

kitchens should be well-ventilated to avoid smoke buildup.

آشپزخانه ها باید تهویه مناسب داشته باشند تا از تجمع دود جلوگیری شود.

they renovated their kitchens to increase home value.

آنها آشپزخانه های خود را بازسازی کردند تا ارزش خانه را افزایش دهند.

many families gather in their kitchens for meals.

خانواده های زیادی برای صرف غذا در آشپزخانه های خود جمع می شوند.

she prefers bright colors for her kitchens.

او ترجیح می دهد رنگ های روشن برای آشپزخانه های خود انتخاب کند.

smart technology is becoming common in modern kitchens.

فناوری های هوشمند به طور فزاینده ای در آشپزخانه های مدرن رایج می شود.

he installed new cabinets in his kitchens last summer.

او تابستان گذشته کابینت های جدیدی در آشپزخانه های خود نصب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید