cooktop

[ایالات متحده]/ˈkʊktɒp/
[بریتانیا]/ˈkʊkˌtɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح صاف برای پخت و پز، معمولاً بخشی از اجاق گاز

عبارات و ترکیب‌ها

electric cooktop

اجاق برقی

gas cooktop

اجاق گاز

induction cooktop

اجاق القایی

portable cooktop

اجاق قابل حمل

ceramic cooktop

اجاق سرامیکی

stainless cooktop

اجاق استیل

cooktop burner

شعله اجاق

cooktop surface

سطح اجاق

cooktop installation

نصب اجاق

cooktop maintenance

نگهداری اجاق

جملات نمونه

the cooktop heats up quickly for efficient cooking.

صفحه اجاق به سرعت گرم می‌شود تا امکان پخت و پز کارآمد فراهم شود.

make sure to clean the cooktop after each use.

حتماً پس از هر بار استفاده، صفحه اجاق را تمیز کنید.

she prefers a gas cooktop for precise temperature control.

او ترجیح می‌دهد از صفحه اجاق گاز برای کنترل دقیق دما استفاده کند.

the cooktop has multiple burners for cooking different dishes.

صفحه اجاق دارای شعله‌های متعدد برای پخت انواع غذا است.

you can use pots and pans on the electric cooktop.

می‌توانید از قابلمه و ماهیتابه روی صفحه اجاق برقی استفاده کنید.

always check the cooktop for any spills before cooking.

همیشه قبل از پخت و پز، صفحه اجاق را از نظر وجود هرگونه ریختگی بررسی کنید.

the cooktop's design complements the modern kitchen.

طراحی صفحه اجاق با آشپزخانه مدرن هماهنگی دارد.

adjust the heat on the cooktop to avoid burning the food.

برای جلوگیری از سوختن غذا، حرارت صفحه اجاق را تنظیم کنید.

she installed a new induction cooktop for faster cooking.

او یک صفحه اجاق القایی جدید برای پخت سریع‌تر نصب کرد.

the cooktop is easy to use and maintain.

صفحه اجاق استفاده و نگهداری آن آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید