knuckling

[ایالات متحده]/ˈnʌk.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnʌk.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خم کردن یا جمع کردن انگشتان به صورت مشت

عبارات و ترکیب‌ها

knuckling down

تمرکز کردن

knuckling under

تسلیم شدن

knuckling up

مقابله کردن

knuckling fists

مشتی زدن

knuckling joints

مفاصل انگشتان

knuckling pressure

فشار مچ

knuckling rules

قوانین مچ

knuckling grip

گرفتن مچ

knuckling technique

تکنیک مچ

knuckling challenge

چالش مچ

جملات نمونه

he was knuckling down to his studies before the exam.

او قبل از امتحان مشغول تلاش و کوشش در دروس خود شد.

after a long day, she enjoyed knuckling into a good book.

بعد از یک روز طولانی، او از غرق شدن در یک کتاب خوب لذت برد.

the team is knuckling up for the big game this weekend.

تیم برای بازی بزرگ این آخر هفته آماده می‌شود.

he has been knuckling under to pressure at work.

او در محل کار تحت فشار قرار گرفته است.

she was knuckling her way through the tough project.

او با تلاش و پشتکار از پس پروژه سخت برآمد.

knuckling down to the task at hand is essential for success.

تمرکز بر روی وظیفه پیش رو برای موفقیت ضروری است.

he was knuckling out the details of the plan.

او در حال بررسی جزئیات طرح بود.

they are knuckling together to finish the project on time.

آنها برای اتمام پروژه به موقع با هم همکاری می‌کنند.

she is knuckling down to learn a new language.

او در حال تلاش برای یادگیری یک زبان جدید است.

knuckling under to criticism can be tough for anyone.

تسلیم شدن در برابر انتقاد می‌تواند برای هر کسی دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید