laborer

[ایالات متحده]/ˈleɪbərə/
[بریتانیا]/ˈleɪbərər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در کار فیزیکی مشغول است؛ یک کارگر؛ فردی که کار می‌کند، به‌ویژه کار دستی
Word Forms
جمعlaborers

عبارات و ترکیب‌ها

skilled laborer

کارگر ماهر

construction laborer

کارگر ساختمانی

seasonal laborer

کارگر فصلی

manual laborer

کارگر دستی

industrial laborer

کارگر صنعتی

agricultural laborer

کارگر کشاورزی

temporary laborer

کارگر موقت

laborer wages

دستمزد کارگر

laborer rights

حقوق کارگر

laborer union

اتحادیه کارگران

جملات نمونه

the laborer worked tirelessly to complete the project on time.

کارگر به‌طور خستگی‌ناپذیر برای تکمیل پروژه به‌موقع تلاش کرد.

many laborers struggle to find stable employment.

بسیاری از کارگران برای یافتن شغل پایدار تلاش می‌کنند.

the laborer received fair wages for his hard work.

کارگر برای تلاش‌هایش حقوق عادلانه دریافت کرد.

laborers often face difficult working conditions.

کارگران اغلب با شرایط کاری دشوار روبرو هستند.

the strike was organized by a group of laborers.

این اعتصاب توسط گروهی از کارگران سازماندهی شد.

laborers play a vital role in the construction industry.

کارگران نقش حیوی در صنعت ساخت و ساز ایفا می‌کنند.

training programs are essential for laborers to improve their skills.

برنامه‌های آموزشی برای بهبود مهارت‌های کارگران ضروری هستند.

the laborer took pride in his craftsmanship.

کارگر به مهارت‌های خود افتخار می‌کرد.

many laborers are advocating for better labor rights.

بسیاری از کارگران از حقوق کارگران بهتر حمایت می‌کنند.

the laborer was recognized for his dedication and hard work.

کارگر به دلیل تعهد و تلاشش مورد تقدیر قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید