lamprey

[ایالات متحده]/'læmprɪ/
[بریتانیا]/'læmpri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی بدون فک انگلی، با شکل استوانه‌ای و دهان مکنده، که در محیط‌های آب شیرین و آب شور یافت می‌شود
Word Forms
جمعlampreys

جملات نمونه

fossil representatives of lampreys and hagfishes.

نمایندگان فسیلی لامپری و هاگ‌فیش‌ها.

The lamprey is a type of jawless fish.

لامپری نوعی ماهی بدون فک است.

Lampreys are known for their round mouths and sharp teeth.

لامپری‌ها به دلیل دهان‌های گرد و دندان‌های تیز خود شناخته می‌شوند.

Some species of lamprey are parasitic, attaching themselves to other fish to feed.

برخی از گونه‌های لامپری انگل هستند و برای تغذیه به سایر ماهی‌ها می‌چسبند.

Lampreys are often found in freshwater rivers and lakes.

لامپری‌ها اغلب در رودخانه‌ها و دریاچه‌های آب شیرین یافت می‌شوند.

The lamprey is an ancient species that has been around for millions of years.

لامپری یک گونه باستانی است که میلیون‌ها سال است وجود دارد.

Scientists study lampreys to learn more about the evolution of vertebrates.

دانشمندان لامپری‌ها را برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تکامل مهره‌داران مطالعه می‌کنند.

Lampreys play an important role in aquatic ecosystems as both predators and prey.

لامپری‌ها به عنوان هر دو شکارچی و طعمه نقش مهمی در اکوسیستم‌های آبزی ایفا می‌کنند.

In some cultures, lampreys are considered a delicacy and are often eaten as food.

در برخی فرهنگ‌ها، لامپری‌ها به عنوان غذای خوشمزه در نظر گرفته می‌شوند و اغلب به عنوان غذا خورده می‌شوند.

The lamprey's unique biology has fascinated researchers for centuries.

زیست‌شناسی منحصر به فرد لامپری برای قرن‌ها محققان را مجذوب خود کرده است.

Lampreys have a cartilaginous skeleton instead of bones like other fish.

لامپری‌ها به جای استخوان مانند سایر ماهی‌ها، دارای اسکلت غضروفی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید