cartilaginous

[ایالات متحده]/kɑːrˈtɪlɪdʒənəs/
[بریتانیا]/ˌkɑːrtɪˈlædʒənəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تشکیل شده از غضروف؛ دارای ویژگی‌های غضروف.

عبارات و ترکیب‌ها

cartilaginous fish

ماهی غضروفی

cartilaginous tissue

بافت غضروفی

cartilaginous structure

ساختار غضروفی

cartilaginous skeleton

اسکلت غضروفی

cartilaginous growth

رشد غضروفی

cartilaginous elements

عناصر غضروفی

cartilaginous species

گونه‌های غضروفی

cartilaginous anatomy

آناتومی غضروفی

cartilaginous connections

اتصالات غضروفی

cartilaginous development

توسعه غضروفی

جملات نمونه

the cartilaginous structure of the shark helps it to swim efficiently.

ساختار غضروفی کوسه به آن کمک می‌کند تا به طور کارآمد شنا کند.

many cartilaginous fish, like rays, have unique adaptations.

بسیاری از ماهیان غضروفی، مانند اسکلت‌ها، سازگاری‌های منحصربه‌فردی دارند.

cartilaginous tissues are crucial for joint movement.

بافت‌های غضروفی برای حرکت مفصل‌ها حیاتی هستند.

some species of cartilaginous fish are endangered.

برخی از گونه‌های ماهی‌های غضروفی در معرض خطر قرار دارند.

cartilaginous cells can regenerate under certain conditions.

سلول‌های غضروفی می‌توانند در شرایط خاص بازسازی شوند.

the cartilaginous skeleton of a jellyfish is quite fascinating.

اسکلت غضروفی یک سفینه فضایی بسیار جالب است.

research on cartilaginous fish helps us understand evolution.

تحقیقات در مورد ماهی‌های غضروفی به ما کمک می‌کند تا تکامل را درک کنیم.

cartilaginous structures provide flexibility and support.

ساختارهای غضروفی انعطاف پذیری و پشتیبانی را فراهم می‌کنند.

the cartilaginous nature of the human nose allows for some bending.

طبیعت غضروفی بینی انسان به آن اجازه می‌دهد تا کمی خم شود.

cartilaginous fish have been around for millions of years.

ماهی‌های غضروفی میلیون‌ها سال است که وجود دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید