landlines

[ایالات متحده]/[ˈlændlaɪnz]/
[بریتانیا]/[ˈlændˌlaɪnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطوط تلفن ثابت؛ خطوط تلفنی که به یک مکان فیزیکی متصل هستند؛ تلفن‌های ثابت.

عبارات و ترکیب‌ها

landlines only

فقط خطوط ثابت

cut landlines

قطع خطوط ثابت

install landlines

نصب خطوط ثابت

maintain landlines

نگهداری خطوط ثابت

landlines are down

خطوط ثابت از کار افتاده‌اند

switching landlines

تغییر خطوط ثابت

repairing landlines

تعمیر خطوط ثابت

old landlines

خطوط ثابت قدیمی

landline service

خدمات خطوط ثابت

landlines exist

خطوط ثابت وجود دارند

جملات نمونه

many people have switched from landlines to mobile phones.

بسیاری از مردم از تلفن ثابت به تلفن همراه تغییر کرده‌اند.

the company still maintains a landline for emergencies.

شرکت همچنان برای شرایط اضطراری یک خط تلفن ثابت را حفظ می‌کند.

we rely on our landlines during power outages.

ما در هنگام قطع برق به تلفن‌های ثابت خود متکی هستیم.

she prefers the reliability of landlines over mobile phones.

او ترجیح می‌دهد قابلیت اطمینان تلفن‌های ثابت را نسبت به تلفن‌های همراه.

the old house had a charming, vintage landline.

خانه قدیمی دارای یک تلفن ثابت جذاب و قدیمی بود.

he installed a new landline with caller id.

او یک خط تلفن ثابت جدید با شماره‌نما نصب کرد.

the landline rang, but no one was there.

تلفن ثابت زنگ خورد، اما کسی آنجا نبود.

we have a landline plan with unlimited long distance.

ما یک طرح تلفن ثابت با مسافت طولانی نامحدود داریم.

the police traced the call back to a public landline.

پلیس تماس را به یک تلفن ثابت عمومی ردیابی کرد.

do you still have a landline at your home?

آیا هنوز در خانه خود تلفن ثابت دارید؟

the landline bill was surprisingly high this month.

قبض تلفن ثابت این ماه به طرز شگفت انگیزی بالا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید