landwards

[ایالات متحده]/ˈlændwədz/
[بریتانیا]/ˈlændwərdz/

ترجمه

adv. به سمت زمین

عبارات و ترکیب‌ها

move landwards

حرکت به سمت خشکی

look landwards

به سمت خشکی نگاه کردن

turn landwards

به سمت خشکی چرخیدن

drift landwards

به سمت خشکی رانده شدن

sail landwards

به سمت خشکی بادبان‌بانی کردن

travel landwards

به سمت خشکی سفر کردن

shift landwards

به سمت خشکی جابجا شدن

advance landwards

به سمت خشکی پیشروی کردن

head landwards

به سمت خشکی رفتن

float landwards

به سمت خشکی شناور شدن

جملات نمونه

the ship sailed landwards towards the harbor.

کشتی به سمت بندر به داخل خشکی حرکت کرد.

the coastline stretches landwards for several miles.

خط ساحلی برای چند مایل به سمت داخل خشکی امتداد دارد.

as the tide receded, the sandbanks appeared landwards.

همانطور که جزر و مد کم می شد، شنی ها به سمت داخل خشکی ظاهر شدند.

we watched the seabirds flying landwards at sunset.

ما پرندگان دریایی را که در هنگام غروب خورشید به سمت داخل خشکی پرواز می کردندیدیم.

the storm pushed the waves crashing landwards.

طوفان باعث شد امواج با شدت به سمت داخل خشکی برخورد کنند.

the hikers moved landwards to avoid the rising tide.

گردشگران برای جلوگیری از جزر و مد رو به بالا به سمت داخل خشکی حرکت کردند.

they set up camp landwards from the riverbank.

آنها اردوگاه خود را دورتر از ساحل رودخانه در خشکی برپا کردند.

landwards, the landscape was dotted with lush greenery.

در خشکی، منظره با سبزی سرسبز پوشیده شده بود.

the wind blew gently landwards, bringing a fresh scent.

باد به آرامی به سمت داخل خشکی وزید و بوی تازه‌ای به همراه داشت.

fishing boats returned landwards after a long day at sea.

کشتی های ماهیگیری پس از یک روز طولانی در دریا به سمت داخل خشکی بازگشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید