move landwards
حرکت به سمت خشکی
look landwards
به سمت خشکی نگاه کردن
turn landwards
به سمت خشکی چرخیدن
drift landwards
به سمت خشکی رانده شدن
sail landwards
به سمت خشکی بادبانبانی کردن
travel landwards
به سمت خشکی سفر کردن
shift landwards
به سمت خشکی جابجا شدن
advance landwards
به سمت خشکی پیشروی کردن
head landwards
به سمت خشکی رفتن
float landwards
به سمت خشکی شناور شدن
the ship sailed landwards towards the harbor.
کشتی به سمت بندر به داخل خشکی حرکت کرد.
the coastline stretches landwards for several miles.
خط ساحلی برای چند مایل به سمت داخل خشکی امتداد دارد.
as the tide receded, the sandbanks appeared landwards.
همانطور که جزر و مد کم می شد، شنی ها به سمت داخل خشکی ظاهر شدند.
we watched the seabirds flying landwards at sunset.
ما پرندگان دریایی را که در هنگام غروب خورشید به سمت داخل خشکی پرواز می کردندیدیم.
the storm pushed the waves crashing landwards.
طوفان باعث شد امواج با شدت به سمت داخل خشکی برخورد کنند.
the hikers moved landwards to avoid the rising tide.
گردشگران برای جلوگیری از جزر و مد رو به بالا به سمت داخل خشکی حرکت کردند.
they set up camp landwards from the riverbank.
آنها اردوگاه خود را دورتر از ساحل رودخانه در خشکی برپا کردند.
landwards, the landscape was dotted with lush greenery.
در خشکی، منظره با سبزی سرسبز پوشیده شده بود.
the wind blew gently landwards, bringing a fresh scent.
باد به آرامی به سمت داخل خشکی وزید و بوی تازهای به همراه داشت.
fishing boats returned landwards after a long day at sea.
کشتی های ماهیگیری پس از یک روز طولانی در دریا به سمت داخل خشکی بازگشتند.
move landwards
حرکت به سمت خشکی
look landwards
به سمت خشکی نگاه کردن
turn landwards
به سمت خشکی چرخیدن
drift landwards
به سمت خشکی رانده شدن
sail landwards
به سمت خشکی بادبانبانی کردن
travel landwards
به سمت خشکی سفر کردن
shift landwards
به سمت خشکی جابجا شدن
advance landwards
به سمت خشکی پیشروی کردن
head landwards
به سمت خشکی رفتن
float landwards
به سمت خشکی شناور شدن
the ship sailed landwards towards the harbor.
کشتی به سمت بندر به داخل خشکی حرکت کرد.
the coastline stretches landwards for several miles.
خط ساحلی برای چند مایل به سمت داخل خشکی امتداد دارد.
as the tide receded, the sandbanks appeared landwards.
همانطور که جزر و مد کم می شد، شنی ها به سمت داخل خشکی ظاهر شدند.
we watched the seabirds flying landwards at sunset.
ما پرندگان دریایی را که در هنگام غروب خورشید به سمت داخل خشکی پرواز می کردندیدیم.
the storm pushed the waves crashing landwards.
طوفان باعث شد امواج با شدت به سمت داخل خشکی برخورد کنند.
the hikers moved landwards to avoid the rising tide.
گردشگران برای جلوگیری از جزر و مد رو به بالا به سمت داخل خشکی حرکت کردند.
they set up camp landwards from the riverbank.
آنها اردوگاه خود را دورتر از ساحل رودخانه در خشکی برپا کردند.
landwards, the landscape was dotted with lush greenery.
در خشکی، منظره با سبزی سرسبز پوشیده شده بود.
the wind blew gently landwards, bringing a fresh scent.
باد به آرامی به سمت داخل خشکی وزید و بوی تازهای به همراه داشت.
fishing boats returned landwards after a long day at sea.
کشتی های ماهیگیری پس از یک روز طولانی در دریا به سمت داخل خشکی بازگشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید