seaward

[ایالات متحده]/'siːwəd/
[بریتانیا]/'siwɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رو به دریا یا واقع در سمت دریا
adv. به سمت یا در جهت دریا
n. مکانی در کنار دریا
Word Forms
جمعseawards

جملات نمونه

the seaward end of the village.

انتهای ساحلی روستا.

there was a seaward movement of water on the bottom.

جابجایی آب به سمت دریا در کف وجود داشت.

The Yellow River seawards flows.

رودخانه زرد به سمت دریا جریان دارد.

we struck out seaward to double the headland of the cape.

ما به سمت دریا حرکت کردیم تا دوراهی سرخرگ خلیج را دور بزنیم.

breakwaters were extended further to seaward .

موج‌شکن‌ها بیشتر به سمت دریا گسترش یافتند.

On the left of the bay (when viewed seawards), the water is deeper but with similar coral colonies that are more scarce and small in size.

در سمت چپ خلیج (هنگام نگاه کردن به سمت دریا)، آب عمیق‌تر است اما صخره‌های مرجانی مشابهی وجود دارد که کمیاب‌تر و کوچکتر هستند.

The results have indicated that under the actions of WSW winds the contaminants are favored to diffuse seaward, whereas under the actions of E and ESE winds they are accumulated coastward.

نتایج نشان داده‌اند که تحت تأثیر بادهای WSW، آلاینده‌ها به سمت دریا پخش می‌شوند، در حالی که تحت تأثیر بادهای E و ESE، آن‌ها در امتداد ساحل تجمع می‌یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید